دقت کردین !؟
قصهها واسه ” بیدار کردن ” آدما نوشته شده
اما ما واسه ” خوابیدن ” ازشون استفاده میکنیم !
روی حباب ایستاده ام...
نه راه برگشت دارم نه نای رفتن...
فریادهایم به گوشش نمیرسد، گوشش پرشده از هیاهوها...
چقدر غریب وبی کس شدم.
چشمانم گریه را بس کنید.
خستــــــه ام
به خواب ابـــــــــــــــــــــــــــــدی احتیاج دارم...