یافتن پست: #ها

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مکالمه دوتا تاجیکستانی: شنبه بریم دوشنبه؟ نه دوشنبه بریم دوشنبه. نه سه شنبه بریم دوشنبه که چهارشنبه برگردیم.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 16:56
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مَــــــــــــــــــــــــــــــــــله…؟!!
.
.
.
.
.
.
.
.
تلفن جواب دادن منشى های ایرانی
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 16:42
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حالا درسته اینقده کلیپس دخترا رو مسخره میکنین...

اما خداییش فیلن تنها چیزیه که میشه باهاش دختر پسرو از هم تشخیص داد...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 16:41
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
الان یکی از دخترای اد لیستم استاتوس گذاشته:
دلم هوای دکتر بازی های قدیم رو کرده ))):
.
.
.
تو 5 دقیقه
951 تا دکتر عمومی
150 تا متخصص اطفال ...
93 تا رزیدنت
50 تا دکتر اطفال
و تعداد نا معلومی پرستار ||||||:
یهووووووو به وجود اووومده |:
تازه 5 تا پروفسور همون جا از کشورخارج شدن |: |: |:
من همین جا از این دختر خانوم ممنونم که با کارش جامعه ی پزشکی رو از بلاتکلیفی درآورد!!:|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 16:40
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چقدرخنده دار است...!

شناسنامه ام رامی گویم...

امروز نگاهش میکردم، صفحه وفاتش سفیداست...

با این که روزهاست برای خیلی ها مرده ام...!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 16:38
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کرگدن زورش به همه میرسه هااا
میتونه سلطان جنگلم بشه
هیکلشم خوبه
ولى خستس، میفهمى؟ حوصله نداره!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 16:37
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خیابان

شعر بلندی ست

وقتی من با قدم های تو قدم می زنم!

و شب

یکباره یکپارچه می شود،

از خواب هایی که تو را به من می رسانند

وقتی

من با چشم های تو چشم می بندم!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 16:35
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زنگ زدم به دوستم، گوشی روبرداشت شروع كردبه خوندن:چینه چینه دامنت توروجون مادرت...
گفتم چراداری میخونی!؟گفت خفه شوبذارآهنگ پیشوازم تموم شه بعد:lبعدازیه ساعت خوندن گفت:بییییییب بییییییب بععله بفرمایید!گفتم چراداشتی میخوندی؟میگه باباآهنگ پیشوازم بوددیگه كدشوپیدانكردم گفتم خودم بخونم بهتره^_^
من درتعجبم ایناچراثبت جهانی نمیشن...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 16:31
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻪ پسرﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺍﻭﻣﺪ ﮔﻔﺖ
ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ خانم ﺷﺎﺭﮊ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﻢ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻩ
ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺑﺎ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺘﻮﻥ ﯾﻪ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﮕﯿﺮﻡ ...
ﻣﻨﻢ ﺣﺲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﻭﺳﺘﯿﻢ ﮔﻞ ﮐﺮﺩ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺭﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ ...
ﺑﻌﺪ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﮐﺮﺩ که ﺩﯾﺪﻡ ﺻﺪﺍﯼ ﺯﻧﮓ
ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﻣﯿﺂﺩ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﯿﻔﺶ ، ﯾﻪ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﺩﺭآﻭﺭﺩ
ﯾﻪ ﭼﺸﻤﮏ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺯﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ
ﺑﺎﻭ پسرا ﺁﺧﻪ ﺑﻪ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻣﻦ
ﺩﺳﺖ ﻧﻤﯿﺰﻧﻦ ...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 16:18
xroyal54
xroyal54
❦روزگاری
در گوشه ای از دفترم نوشته بودم
تنهایی را دوست دارم
جون بی وفا نیست...
اما حالا مینویسم
از تنهایی بیزارم
جون تنهایی یادآور لحظات بی تو بودنم است...❦
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 14:20
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ