یافتن پست: #ها

nanaz
nanaz

خدایا حواست هست؟
صدای هق هق گریه هام از همون گلویی بیرون میاد که تو از رگش بهم نزدیک تری


دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 15:49
+6
nanaz
nanaz

خدایا کلی بارون فرستادی.... 
تا لکه هارو از دلم بشویی... 
من که گفتم... 
لکه نیست... 
زخمه!


دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 15:47
+5
nanaz
nanaz

“بلد نيستم مثل خيليا وقتي ناراحتم از دست كسي همه بديهايي كه در حقم كرده از روز ازل و بزنم تو روش بلد نيستم منت محبتهام و بذارم سر كسي كه با بي مهري آزارم ميده بلد نيستم پشت كسي حرف بزنم و بعد به خاطر منافعم جلوش دولا راست بشم بلد نيستم واسه دردام دنبال همدرد بگردم بلد نيستم از كسي گله كنم فقط بلدم فاصله بگيرم از همه وتنها و تنها تر شم ...”

دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 14:56
+5
nanaz
nanaz
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 12:11
+5
nanaz
nanaz
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 12:10
+4
sara
sara
در CARLO
آغوشــی باش و من را به اَندازه تمام اشتباهاتم بغل کن...

بدون آنکه حرفی میانمان رد و بدل شود ...


فقط نگاه باشــد و نفس ...

زندگی آنقدرها دوام نمی آورد ...

همین حالا هم دیر است!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 12:01
+4
sara
sara
در CARLO
مچاله کن ،
بشکن ،
بند بزن ،
خط بزن ،
خلاصه راحت باش …

ارث پدرت نیست ، دل تنهای من است . .
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 11:52
+5
sara
sara
در CARLO
ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ، ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﯾﺾ میشدیم
ﻭﻓﺘﯽ ﺁﻗﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﮐﺠﺎﺕ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭه ؟ ﭼﺘﻪ ؟
ﺯﻝ ﻣﯽ ﺯﺩﯾﻢ به ﻣﺎﻣﺎﻧﻤﻮﻥ … ﯾﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟؟؟
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺎ ﺍﻭﻥ ﺑﮕﻪ ﻣﺮیضیمون ﭼﯿﻪ ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ مامان می ﺳﭙﺮﺩﯾﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﯿﻢ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮﻥ ﻫﻤﻮﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ …
ﺣﺎﻻ میخوام ﺑﮕﻢ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﻭ ﯾﺎﺩتون ﻣﯿﺎﺩ ؟
ﺧﺐ حالا ﺗﻮ ﺟﻮوﻥ ﺷﺪﯼ ، ﺍﻭﻥ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻩ ! ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﻬﺶ ؛ ﺣﺎﻻ ﻭﻗﺘﺸﻪ ﺗﻮﺍَﻡ ﻣﺜﻞ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ ﺣﺴﺶ ﮐﻨﯽ !
ﺣﺎﻻ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻩ ، ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺰﻧﻪ …
ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻬﺶ ﺑﺎﺷﻪ
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 11:50
+6
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 11:29
+4
be to che???!!
be to che???!!
خخخخخخخخخخخخخخخ{-1-}{-33-}{-20-}
انواع مردها 

مردها مثل مخلوط كن هستند در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد!

مردها مثل آگهي بازرگاني هستند حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نمي توان باور كرد.

مردها مثل كامپيوتر هستند. كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند.

مردها مثل سيمان هستند. وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني.

مردها مثل طالع بيني مجلات هستند. هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند.

مردها مثل پاپ كورن (ذرت بو داده) هستند. بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند.

مردها مثل باران بهاري هستند. هيچوقت نميدانيد كي مي آيد، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود.

مردها مثل نوزاد هستند، در اولين نگاه شيرين و بامزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد.

 
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 08:50
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ