یافتن پست: #ها

sara
sara
مردم سخنان شما را ،
فراموش خواهند کرد ...
مردم آنچه را که انجام داده‌اید ،
فراموش می‌کنند ...
اما هرگز آن احساسی ،
که در آنها به وجود آوردید را ،
فراموش نخواهند کرد ... !

مایا آنجلو
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 08:55
+1
saeed
saeed


"پنجره خیال "


تا خانه چشمانت راهی نیست ، وقتی که نگاهت را از من دریغ میکنی ... چه بگویم


وقتی که نه تنها چشم هایت را ، بلکه دریچه قلبت را برویم بسته ای ...


اما...


بدان همیشه پشت پنجره "خیالم" برای چشمهایت چون چلچراغی میدرخشد...


بگذار در وجود تو گم شوم و تودر جستجوی من آهسته مرا بخوانی...


و مرا در قلبت پیدا کنی!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 00:57
+2
saeed
saeed
سلام مهربونم ،میدونم بنده خوبی نیستم،میدونم تنهام نذاشتی

میدونم با وجود گناهایی که داشتم همیشه مراقبم بودی


خدا جونم باز هم تنهام نذار،کنارم باش


الان بیشتر از قبل ازت انتظار دارم،چون به غیر از خودم

باید مراقب یکی دیگه هم باشی که ازم دوره ولی دلم باهاشه


جونم به جونش بنده،بیشتر از خودم یا هر چیز و هر کس دیگه ای دوسش دارم


یکی که به خاطر من غرورشو شکست و کاریو انجام داد


که دوست نداشت،خدا جونم اگه اون طوریش بشه من نمیتونم زنده بمونم


حالا حکمت کاراتو میفهمم کسی که مال من بود و عاشقم


برام فرستادی،قول میدم لیاقتشو داشته باشم


عشقم دوست دارم


خدا جون عاشقتم
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 00:56
+2
saeed
saeed

باز باران نه نگویید با ترانه می سرایم این ترانه جور دیگر


باز باران بی ترانه دانه دانه بر بام خانه


یادم آید روز باران پا به پای بغض سنگین تلخ و غمگین دل شکسته اشک ریزان عاشقی سرخورده بودم


می دریدم قلب خود را


دور می گشتی تو از من


با دو چشم خیس و گریان


می شنیدم از دل خود این نوای کودکانه


پر بهانه زود برگردی به خانه


یادت آید هستی من آن دل تو جار می زد


این ترانه باز باران باز می گردم به خانه

دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 00:55
+1
saeed
saeed

آموخته ام که خداعشق است


وعشق تنهاخداست


آموخته ام که وقتی ناامیدمی شوم


خداباتمام عظمتش


 عاشقانه انتظارمی کشد دوباره به رحمت او امیدوارشوم


آموخته ام اگرتاکنون به آنچه خواستم نرسیدم


خدابرایم بهترش رادرنظرگرفته


آموخته ام که زندگی دشواراست


ولی من ازاوسخت ترم...

دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 00:54
+1
saeed
saeed
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 00:49
+1
saeed
saeed
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 00:47
+1
saeed
saeed
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 00:37
+1
saeed
saeed
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 00:36
+1
saeed
saeed

و من چقدر دلم می خواهد همه داستانهای پروانه ها را بدانم که بی نهایت بار درنامه ها و شعر ها
در شعله ها سوختند
تا سند سوختن نویسنده شان باشند
پروانه ها
آخ
تصور کن
آن ها در اندیشه چیزی مبهم
که انعکاس لرزانی از حس ترس و امید را
در ذهن کوچک و رنگارنگشان می رقصاند به گلها نزدیک می شوند
یادم می آید
روزگاری ساده لوحانه
صحرا به صحرا
و بهار به بهار
دانه دانه بنفشه های وحشی را یک دسته می کردم


عشق را چگونه می شود نوشت
در گذر این لحظات پرشتاب شبانه
که به غفلت آن سوال بی جواب گذشت


دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است
وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش میدادم که در آن دلی می خواند
من تو را
او را
کسی را دوست می دارم


برگرفته از اشعار مرحوم حسین پناهی

دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 00:30
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ