یافتن پست: #ها

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی....

راهی برای رفتن

نفسی برای بریدن

کوله بارم بردوش

مسافر میشوم گاهی....

عشقی برای خواندن

بغضی برای شکفتن

خاطراتم در دست

بازیچه میشوم گاهی....

نگاهی در راه

اعتمادی پر پر

پاهایم خسته

هوایی میشوم گاهی....

فکرهایی کوتاه

صبری طولانی

صدایی در باد

زمستان میشوم گاهی....

روزهای رفته

ماه های مانده

تقویمم بی تاب

دلتنگ میشود گاهی....

جای پایی سرد

رد پایی گنگ

در این سایه ی تنهایی

چه بی رنگ میشوم گاهی.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 21:28
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اقا ما تقویم جیبی ، شما موسسه ژئو فیزیک !
اقا ما کته ، شما بیف استروگانف !
ما فلافل ، شما هات رویال برگر با پنیر و قارچ !
ما بن کارگری ، شما بن تخفیف دیزنی لند !
ما سوختگی درجه N ، شما برنزه شکلاتی !
ما آب حوض . شما شیر موز !
ما عشق و عاشقى ، شما عقل و منطق !
ما بتمرگ ، شما بفرما !
:))))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 21:25
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کاش خدا روی بعضی* از آدم*ها با ماژیک قرمز علامت میگذاشت !
تا ما بدونیم باید بیشتر مطالعه شون کنیم . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 21:13
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
معرفی می کنم دو اسطوره جهان : اســــــــکل و شنقل
احتمالا تا حالا اسم شنقل رو شنیدید اگر نشنیدید حتما دیگه اسکول رو شنیدید. اسکول پرنده ایه که غذاشو قایم می کنه یادش می ره کجا قایم کرده!حالا شنقل پرنده ایه که غذاش رو میده اسکول براش نگه داره !!!یعنی شنقل از اسکل ، اسکلتره :))))))))))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 21:09
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زنی به پناه شانه های مردانه تو دل سپرده است ...



تو به كشف اندام زنانه او چشم دوخته ای ....



-جایی دیگر-



مردی به مهر و عاطفه زنانه تو دل سپرده است ...



تو با ماشین حساب به جان دارایی او افتاده ی ...



-برمیگردیم به ابتدا-



چرا خوب با خوب نه!



چرا بد با بد نه!



چرا خوب با بد ؟!



مگه نه اینكه میگن... خلایق هرچه لایق!؟!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 21:04
+1
xroyal54
xroyal54
ورودی های ۹۲ عزیز
۵شنبه جواب دانشگات اومد
شنبه ۸ صبح سرکلاس حاضر نشو.
نذری نمیدن که واستا از هفته بعد همه باهام بریم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:50
+5
xroyal54
xroyal54
من با عشق آشنا شدم
و چ کسی این چنین آشنا شده است؟...
هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود.
هنگامی لب ب زمزمه گشودم
ک مخاطبی نداشتم.
و هنگامی تشنه آتش شدم
ک در برابرم دریا بود و دریت...
عاشقانه ها (دکتر شریعتی)
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:48
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
و تنهـــا همـــــــــــבرב یڪــ لیواלּ نـωـڪــافـــــﮧ בاغ!

تا عـــطرش مرا از בرבهایم فــــــــــارغ ڪـنــב ...

چــﮧ ωـخـــــت اωـــت نــﮧ؟!

وقتے کــﮧ بــــوے عـــــطر تــنــے نیـωـت تا تـωـڪیــלּ בرב هایت باشـב

آבم بــﮧ عـــــطر یڪــ لیواלּ نـωـــڪــــافــﮧ בل ببنـבב…!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:48
+2
xroyal54
xroyal54
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:46
+5
saeed
saeed

پشت دیوارر حیاط


تو سکوت خلوت شب


با صدای نم نم بارون


من در آغوش تو


تو در آغوش من


چه لحظه زیبایی بود تورا بوسیدن


اما زمان کوتاه بود


و یک روز در پشت دیوار حیاط تنها به انتظار نشستم


تکیه بر دیوار زدم و گریه کردم


چون تو دیگر در آغوشم نبودی


تا گرمای تو قلب سردم را دوباره زنده کند


ولی یک خاطره زیبا در پشت حیاط یک ویلا بر جای ماند

دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:42
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ