می دانم ، می دانم که با باد و پنجره هیچ پیوندی نداری و به همه قاصدک های خودروی من که خانه ات را خوب می دانند ، فقط و فقط فوت می کنی ، چون که من می شناسمشان ، برایشان علامت گذاشته ام و هرگاه در اتفاق زمان میابمشان ، بی صدای بی صدایند .
می دانم ، می دانم که با باد و پنجره هیچ پیوندی نداری و به همه قاصدک های خودروی من که خانه ات را خوب می دانند ، فقط و فقط فوت می کنی ، چون که من می شناسمشان ، برایشان علامت گذاشته ام و هرگاه در اتفاق زمان میابمشان ، بی صدای بی صدایند .
شده بعضی وقتا یهو دیگه دوستش نداشته باشی؟
به خودت می گی اصلاً واسه چی دوستش دارم؟
مگه کیه؟
مگه واسم چیکار کرده؟
مگه چی داره که از همه بهتر باشه؟
... ... اصلاً من که خیلی از اون بهترم....
بعد به خودت می خندی که اصلاً واسه چی اینقدر خودتو اذیت کردی؟
یهو، یه چیزی یادت میاد....
یه چیز ِ خیلی کوچیک....
یه خاطره....
یه حرف....
یه لبخند....
یه نگاه....
و بعد....
همین....
همین کافیه تا به خودت بیای و مطمئن بشی که
نمی تــــــــــونی فراموشــــــش کنی ...
ما به این اندیشه خو کرده ایم که زندگی تمرین پشت صحنه است ، پشت صحنه ای که وجود ندارد ، همه زندگی همین است .