یافتن پست: #همه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تلخ است ،

همه فکر کنند سرت شلوغ است ،

و تنها خودت بدانی چقدر

تنـــهایی ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 18:51
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیر که جواب میدهی نگران می شوم ...!

می گویند نگرانی ، عشق نیست !

چند روز که صدای خنده هایت را نمی شنوم دلتنگ می شوم ...!

می گویند دلتنگی ، عشق نیست !

به بودنت،به عاشقانه هایت عادت کرده ام ...!

می گویند عادت عشق نیست !

و من هنوز حیرانم از این همه که درگیرم با تو ...

که می گویند عشق نیست !

تو بگو عشق هست ؟ !

یا عشق نیست ؟ !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 18:11
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
كسی كه متوجه شود چیزی را نمی فهمد، روی هم رفته در مسیر درست فهمیدن همه ی چیزها قرار گرفته است".
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 17:54
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هیچ وقت اسیره به جایی رسیدن نشو

اسیر میشی ... اسیر در تنهایی اسیر در ناکجا آباد زندگی اسیر در آرزوهات اسیر در زندان دنیا

اسیر در...

زندگی برای رسیدن به خداست و خداست همه چیز و همه کس

برده دنیا شدن رو به بنده خدا شدن ترجیح نده

شاید بنده هم اسیر باشه اما اسیر در آزادی اسیر در عشق

اسیر در آرامش




(( آهید ))
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 17:41
+4
AmiR
AmiR
love is when you find yourself spending every wish on him

عشق آن است که همه خواسته ها را برای او آرزو کنی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 17:14
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدمش از دور که می رفت اشک سردی رو چشاش بود
اون نمیخواست بره اما زنجیر اجبار به پاش بود
می شنیدم هق هقش رو که می گفت تا فردا به درود
لحظه ها تلخ بود اما چشم من منتظرش بود
به سلامتی ای همه کس
میدونم که برمیگردی
میدونم دلت همینجاست از دلم سفر نکردی
خیلی زود رفت لب جاده اما من او نو میدیدم
خداحافظ گفتنش رو خیلی روشن می شنیدم ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 17:13
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خوب نگاه کن به خودن

شعبده باز خوبی هم که باشی

نمیتوانی خود از دیدگان همه

پنهان کنی

تو...... ....... ........دختری که

سالهاست در زندگی من

پیدایم شده...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 16:50
+4
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 14:21
+3
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 14:17
+4
saman
saman
ما گدايان خيل سلطانيم شهربند هواي جانانيم
بنده را نام خويشتن نبود هرچه ما را لقب دهند آنيم

گر برانند و گر ببخشايند ره به جاي دگر نميدانيم
چون دلارام ميزند شمشير سر ببازيم و رخ نگردانيم
دوستان در هواي صحبت يار زر فشانند و ما سر افشانيم

مر خداوند عقل و دانش را عيب ما گو مكن كه نادانيم

هر گلي نو كه در جهان آيد ما به عشقش هزاردستانيم
تنگچشمان نظر به ميوه كنند ما تماشاكنان بستانيم
تو به سيماي شخص مينگري ما در آثار صنع حيرانيم
هرچه گفتيم جز حكايت دوست در همه عمر از آن پشيمانيم
سعديا بي وجود صحبت يار همه عالم به هيچ نستانيم

ترك جان عزيز بتوان گفت ترك يار عزيز نتوانيم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 12:26
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ