یافتن پست: #همه

مهسا
مهسا
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 23:05
+7
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 23:01
+5
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 21:57
+3
be to che???!!
be to che???!!
کاش یکی بود یکی نبود اول غصه ها نبود ....
عصر ما عصر فریبه        عصر اسمای غریبه
عصر پژمردن گلدون        چترای سیاه تو بارون
شهر ما شهر شلوغه    همه وعده هاش دروغه
آسموناش پره دوده        قلب عاشقاش کبوده
بزنیم دل رو به دریا         منو تو تنهای تنها
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 18:29
+5
saman
saman
در CARLO

ری‌لی‌شن: رابطه دو نفر که دوطرفه باشد و همه چیز خوب پیش برود.ری‌لی‌ماسه: وقتی رابطه دو نفر به خاطر مشکوک بودن یکی از آنها به کندی پیش می‌رود.ری‌لی‌سیمان: یکی از دو نفر به اون یکی چسبیده و نمی‌خواهد ولش کند.ری‌لی بتون: دو نفر تا آخرش روی هم حساب می‌کنند و قصد جدایی ندارند.ری‌لی‌سنگ: رابطه‌ای که موانع متعدی جلوی راه دو طرف می‌گذارد.ری‌لی‌جن: وقتی یکی دل دیگری را با توسل به طلسم و دعا به دست آورده باشد.ری‌لی‌آهن: هر دو نفر به یکدیگر اعتماد کامل دارند.ری‌لی‌‌چوب: وقتی هر دو طرف همه «دووشواری»‌های رابطه را تحمل می‌کنند تا با هم بمانند.ری‌لی‌یونولیت: رابطه‌ای که با دروغ و کلک شکل گرفته و خیلی زود هم نابود می‌شود.ری‌لی‌طلا: وقتی یکی از طرفین مجبور است رابطه را با خریدن مداوم هدیه و یادگاری و کادو نگاه دارد و حفظ کند.ری‌لی‌بتادین: وقتی یکی از طرفین در رابطه جر خورده، اما به هر علتی مجبور است تا مسیر را ادامه دهد.ری‌لی‌‌پنیر: دو نفر به نرمی با یکدیگر مشغول هستند و تعهدی به هم ندارند.ری‌لی‌روغن: وقتی بابای یکی از طرفین پولدار باشد.ری‌لی‌‌ماست: وقتی یکی از دو طرف شل است و رابطه به آهستگی پیش می‌رود و امیدی هم به نتیجه‌بخش بودن آن نیست.

اینم همینطور بازنشر فرامشتون نشه


دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 17:57
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
کرد....!!!! بعد خدا بهش یه دختر داد....!!!! یه روزی خدا بهش گفت که یادته چجوری اشک دخترها رو در میاوردی........!!! حالا خودت دختر داری....!!!نظرت چیه..!!؟؟ تحمل اشکش و داری....!!؟؟ گفت:فقط میتونم بگم پشیمونم وامیدوارم همه اونها که دلشون رو شکستم منو ببخشن....!! هیچ پدری طاقت دیدن اشکهای دخترشو نداره..!! پدرهای اینده.....!!! به دختردارشدنتون خوب فکر کنید....!!! زمین گرده ها....!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 17:56
+4
saman
saman
در CARLO

یکی از فانتزیام اینه :


توی بیمارستان،یه پرستار فوق العاده زیبا وجذاب


از اتاق عمل سریع میاد بیرون و


داد میزنه:آقای دکتر؟آقای دکتر؟بیمار داره از دست میره


من درحالی که لبخندی پرمعنا بر لب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم


پرستار بلندتر و با التماس میگه:آقای دکتر عجله کنید ،قلبش از حرکت ایستاده


من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم


ایندفعه همهءپرستارا ودکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره


من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهرهءتک تکشون نگاه میکنم و میگم:


.


.


.


.


.


.


.


.


آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن


بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم توی مه و غبار دور میشم ...

1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 17:34
+6
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
12 دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 17:13
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 17:09
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
خــــــــــدایـــا.... فرو دادن این همه #بغـــــ ـض روزه رو باطل نمیکنه ؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 16:55
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ