یافتن پست: #همه

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
کسی می داند چه خبر شد دنیا ... همه هم رو می خورن ... همه هم رو می بینن ... همه به هم لبخن می زنند و همه به هم خنجر می زنن ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 00:50
+9
alifabregas
alifabregas
یا میدانید لایک کردن باعث کوتاه شدن عمر شما نمیشود؟ آیا میدانید لایک کردن فقط چند ثانیه طول میکشد؟ آیا میدانید لایک کردن باعث شادی دل نویسنده و بالارفتن انگیزه وی میشود؟ و 1 در این دنیا و 100 در آخرت ثواب دارد؟ آیا میدانید خرابی ماوس به خاطر لایک کردن نمیباشد؟ اگه همه اینها رو میدونی پس لایک کن ديگه!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 00:28
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
بار دگر نامه ی تو باز شد
مستی ام از نامه ات آغاز شد
نام خدا زیور آن نامه بود
من چه بگویم که چه هنگامه بود
بوسه زدم سطر به سطر تو را
تا که ببویم همه عطر تو را
سطر به سطرش همه دلدادگیست
عطر جوانمردی و و آزادگیست
عطر تو در نامه چها میکند
غارت جان ودل ما میکند
از غم خود جان مرا کاستی
بار دگر حال مرا خواستی
بی تو چه گویم که مرا حال نیست
مرغ دلم بی تو سبکبال نیست
هر چه که خواندم دل تو تنگ بود
حال من و حال تو همرنگ بود
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 00:26
+3
saqar
saqar
با شروع ماه مبارک رمضان این سوال بازم پیش میاد :که خدایا فرو دادن این همه بغض روزه رو باطل نمیکنه؟؟؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 18:11
+11
saqar
saqar
اولی :امسال روزه می گیری؟
دومی :آره اگه خدا بخواد...
اولی :منم میگیرم ولی آخه کدوم پزشکی این همه سختی رو برای بدن تایید میکنه؟
دومی :همونی که وقتی همه پزشکا جوابت کردن برات معجزه میکنه!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 17:55
+6
alireza
alireza
سنگ تراشی به خدایش میگفت : خدایا از سنگ تراشی خسته شده ام زیرا در برابر همه ضعیف است ای کاش من همانند دریایی پر طلاطم بودم

خداوند اورا دریا کرد

مرد مسرور از حالش شد پس از مدتی دید که آبش توسط خورشید بخار میشود پس گفت خورشید از دریا قویتر است من هم میخواهم خورشید شوم و به آرزویش رسید

او خورشید بودو بر جهانی میتابید

که ناگهان ابری آمد و جلوی تابشش را گرف مرد گفت : خدایا ابر هم که از خورشید و دریا قویتر است پس من هم میخواهم ابر شوم

و خداوند اورا ابری زیبا کرد..او در اوج بود و جهان را مینوردید

اما به کوهی برخورد کرد و کوه مانع ادامه راهش شد پس دوباره از خدایش خواست تا کوهی استوار و بلند شود

و خداوند اورا کوهی استوار کرد ...

مرد خوشحال بود که دیگر هیچ چیز اورا نابود نمیکند و همیشه استوار است .. در روزی احساس دردی در وجودش کرد،اطراف را نگاهی کرد ... سنگ تراشی را دید که وجوده اورا با چکشی خورد میکرد .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 17:44
+7
saqar
saqar
در CARLO
عشق واقعي.....”

پسرو دختر جواني سوار بر موتور در دل شب مي راندند. آنها عاشقانه كديگر را دوستداشتند.دختر جوان: يواش تر برو من مي ترسم!
پسر جوان: نه اين جوري خيلي بهتره!!
دختر جوان: خواهش ميكنم، من خيلي مي ترسم!
پسر جوان: خوب اما اول بايد بگي كه دوستم داري!!
دختر جوان: دوستت دارم،حالا ميشه يواش تر بروني!
پسر جوان: منو محكم بگير!
دختر جوان: خوب، حالا ميشه يواش تر بري!
پسر جوان: باشه به شرط اينكه كلاه كاسكت منو برداري و روي سر خودت بذاري، آخه نمي تونم راحت برونم، اذيتم ميكنه.روز بعد، واقعه اي در روزنامه ثبت شده بود: برخورد موتور سيكلت با ساختمان حادثه آفريد. در اين سانحه كه به دليل بريدن ترمز موتور سيكلت رخ داد،يكي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت. پسر جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود. پس بدون اين كه دختر جوان را مطلع كند با ترفندي كلاه كاسكت خود را برسر او گذاشت و خواست تا براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند!!!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 17:00
+6
saman
saman
در CARLO
ﭘﺴﺮ ﺗﻮ ۵ ﺳﺎﻟﮕﯽ : ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺟﻮﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ xXx:
ﻣﺎﻣﺎﻥ : ﻣﻨﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻋﺰﯾﺰﻡ

ﭘﺴﺮ ﺗﻮ ۱۶ ﺳﺎﻟﮕﯽ : ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺟﻮﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ |:

ﻣﺎﻣﺎﻥ : ﺑﺮﻭ ﭘﯽ ﮐﺎﺭﺕ ﭘﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﻡ!
ﭘﺴﺮ ﺗﻮ ۲۵ ﺳﺎﻟﮕﯽ : ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺟﻮﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ((:

ﻣﺎﻣﺎﻥ : ﺣﺎﻻ ﺑﮕﻮ ﮐﯽ ﻫﺴﺖ ! ﮐﺠﺎ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ ! ﮐﺠﺎ ﺩﯾﺪﯾﺶ؟

قربون همه مادرا که فقط کافیه تو چشات نگاه کنه بفهمه چته

به افتخارشون ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 16:50
+5
saqar
saqar
بين من و خدا
اندر بصره رئيسي بود. به باغي از آن خود رفته بود. چشمش بر جمال زن برزگر افتاد . مرد باغبان را به شغلي بفرستاد و زن را گفت:درها ببندد.
گفتا: همه ي درها بستم الا يك در كه آن نمي توانم بست.
گفت:[آن]كدام در است؟
گفت: آن در ميان ما و ميان خداوند است.
مرد پشيمان شد و استغفار كرد.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 16:49
+5
saqar
saqar
در CARLO
چندتا از درغ هاي مشهورمون

. فقط امضاي رئيس مونده


. اين لباس جنسش ترك اصله


. به چشم خواهري ميبينمش


. همه بچه ها خوشگلن


. از فكر تو تا خود صبح بيدار بودم


. اين آخرين سيگاريه كه ميكشم


. منو تو جوونيام نديدي


. اين بهترين كادوييه كه تو زندگيم گرفتم


. مرسي من نميخورم، رژيم دارم


. از اين همه يه دونه مونده، همش رو فروختم


. عموم فوت كرده بود نتونستم بيام


. مادر نزاييده كسي رو كه چپ نگام كنه


. خونه رو تخليه كنين پسرم ازدواج كرده


. شما فرم رو پر كنين ما باهاتون تماس ميگيريم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 16:27
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ