فرزاد
خدانگهدار همه شما شب خوش دوستون دارم.
ali rad
از روزهای تکراری ، استفاده ای غیر تکراری بکنید
شاید هدف از اینهمه تکرار، همین باشد . . .
ali rad
همه ی فعل هایم ماضی اند،ماضی بعید،ماضی خیلی خیلی بعید.دلم برای یک حال ساده تنگ شده است
behzad
سلام به همه امشب ما يه اكيپ بوديم با سيستم ماشين فوق العاده . تو هر محل ميزديم بغل . انقدر رقصيدم دست و پاهام بي حس شده
سحر
این نارنجک و بمب و آرپیچی که تو دست بچه محلای ماست,
اگه موقع جنگ دست سربازا بود, فکر کنم 2 ساله جنگ تموم بود......
نیوشا
خیلی خیلی سایت خلوته همه رفتن بیرون
آفتاب پرست
روزی دو به روی لاشه غوغایی است
آنگاه، سکوت می کند غوغا
روید ز نسیم مرگ خاری چند
پوشد رخ آن مغاک وحشت زا
سالی نگذشته استخوان من
در دامن گور خاک خواهد شد
وز خاطر روزگار بی انجام
این قصۀ دردناک خواهد شد.
ای رهگذرانِ وادیِ هستی!
از وحشت مرگ می زنم فریاد
بر سینه سرد گور باید خفت
هر لحظه به مار بوسه باید داد!
ای وای چه سرنوشت جانسوزی
این است حدیث تلخ ما، این است
ده روزۀ عمر با همه تلخی
انصاف اگر دهیم شیرین است.
از گور چگونه رو نگردانم؟
من عاشق آفتاب تابانم
من روزی اگر به مرگ رو کردم
از کرده خویشتن پشیمانم.
من تشنه این هوای جان بخشم
دیوانۀ این بهار و پاییزم
تا مرگ نیامده است برخیزم
در دامن زندگی بیاویزم!
(فریدون [!])