یافتن پست: #همه

ronak
ronak
ملحفه های احساسم را کجا پهن کنم
که آفتاب ِ حضورت پاکشان کند
آخر ؛
بوی ِ تو در همه ی تنم جاری ست ..!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 13:54
+4
امیرحسین
امیرحسین
شاید میان این همه \"نامردی\" باید شیطان را بستایم که\"دروغ\" نگفت ، جهنم را بجان خرید اما \"تظاهر\" به دوست داشتن آدم نکرد .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 13:15
+6
sasan pool
sasan pool
و من هنوز عاشقم
آنقدر که می توانم هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد
از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم
و در آخر همه را فراموش کنم !!!‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 12:40
+4
mitra
mitra
حالا همه عکاس و طراح و گرافیست هم نشدین نشدینا، مملکت به نجار، بقال و میوه فروش هم نیاز داره . . . از ما گفتن بود :)))))
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 11:36
+3
☺SAEED☻
☺SAEED☻
جنس مخالف برای رفع هوس های زود گذر نیست برای لذت بردن از با هم بودنه به سلامتی همه اونایی که عشق رو با هوس اشتباه نمیگیرن ...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 09:50
+4
OMiD
OMiD
ما يك رفيقي داشتيم كه از نظر باحال بودن دو سه برابر ما بود (ديگر حسابش را بكنيد كه او كي بود)
اين بنده خدا به خاطر مشكلات زيادي كه داشت نتوانست درس بخواند و در دبيرستان درس را طلاق داد و رفت سراغ زندگيش.
زده بود توي كار بنائي و عملگي ساختمان (از همين كارگرهائي كه كنار خيابان مي ايستند تا كسي براي بنائي بيايد دنبالشان)

از اينجاي داستان به بعد را خود اين بنده خدا تعريف مي كند:

يه روز صبح زود زدم بيرون خيلي سرحال و شاد. با خودم گفتم امروز چهل، پنجاه هزار تومن كار ميكنم. حالا ببين! اگه كار نكردم! نشونت ميدم! (اينگفتگو ها را دقيقا با خودش بود!!) خلاصه كنار خيابون مثل هميشه منتظر بوديم تا يه ماشين نگه داره و مثل مور و ملخ بريزيم سرش كه ما رو انتخاب كنه. يه دفعه ديديم يه خانم سانتال مانتال با يه پرشياي نقره اي نگه داشت
اولش همه فكر كرديم ميخواد آدرس بپرسه واسه همينم كسي به طرف ماشينش حمله نكرد. ولي يهو ديدم از ماشين پياده شد و يه نگاه عاقل اندر سفيهي به كارگرها انداخت و با هزار ناز و ادا به من اشاره كرد گفت شما! بيايد لطفا! من داشتم از فرط استرس شلوار خودم را مورد
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 09:05
+2
M*M
M*M (مسدود)
خواهش ميکنم ، بي حوصلگي هايم را ببخش ، بدخلقي هايم را فراموش کن ، بي اعتنايي هايم را جدي نگير ، در عوض من هم تو را مي بخشم که مسبب همه ي اينهايي .!!!{-6-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 01:13
+7
-1
reza
reza
دلم از نرگس بیمار تو بیمار تر است
چاره کن درد کسی کز همه ناچار تر است
گر تو به او وعده دیدار ندادی امشب
پس چرا دیده من از همه بیدار تر است . . . ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 01:04
+4
reza
reza
تو كه رفتي پريشون شد خيالم
همه گفتند كه من ديوانه حالم
نمي دونن كه اين ديوانه در فكر شفا نيست
كه هر چي باشه اما بي وفا نيست
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:02
+5
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
از بس گفتند مادر هاچ زنبور عسل گفتم بذار ببینیم چه شکلیه حالا با این همه تعریف و تمجید
{-2-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:00
+10

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ