sasan pool
كودكی میگفت:
معلم برای سفید بودن برگه نقاشیم
تنبیهم كرد و همه به من خندیدند...
اما من خدایی را كشیده بودم
كه (همه) می گفتند دیدنی نیست
sasan pool
این ترم آخر بچه های 87 هست.البته برای من آخر نیست هستم تا ترم 12 اگه هم شد کمسیون میرم تا ترم 14 .این شعر تقدیم به ورودی های مهندسی 87 .
خدا در هر کسی روحی دمیده /
برایش نقش هایی آفریده /
ولی از آن همه اندک کسی را /
مثال خویش مهندس آفریده /
.
.
روز همه ی مهندسای 87 ی مبااااااارک...
☺SAEED☻
راحت نوشتیم بابا نان داد
بی آنکه بدانیم بابا چه سخت ...
برای نان همه جوانیش را داد !!!
بزن به افتخار همه پدرا
saeed
خدایا…
کودکان گلفروش را می بینی؟
مردان خانه به دوش …
دخترکان تن فروش...
مادران سیاه پوش...
کاسبان دین فروش...
محرابهای فرش پوش...
پدران کلیه فروش...
زبانهای عشق فروش...
انسانهای آدم فروش...
همه رامیبینی ؟
می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم
دیگرزمینت بوی زندگی نمیدهد!!
saeed
دلتنـگی
عین آتش زیر خاکــــــستر است
گاهی فـــــــکر میکنی تمـــــــــام شده
امّـــــا یــک دفــــعه
همه ات را آتــــش مـــــــــــیزند...
parham
تبلیع تیغ Solingen
کبوترهایی که روی این تیغ نشستند همه از وسط نصف شده اند!
sasan pool
من در اتاقی 20 چند متری زندگی میکنم.در این اتاق پنجره ای دارد رو به زندگی گاهی از پنجره بیرون نگاه می کنم.
پسری در حال دویدن است و به دور دست ها نگاه می کند.در این اتاق آیینده مرده است.دختری دست پسری را گرفته و مشغول راه رفتن هستن.در این اتاق عشق مرده هست.مغازه داری به فکر فروش بیشتر بر اجناس خود چوب حراج زده هست.در این اتاق بر زندگی چوب حراج زده اند.دو همکلاسی با هم می خندن.در این اتاق رفاقت مرده است.کارگری مشغول ساخت سر پناه برای مردم است.در این اتاق کار و تلاش مرده هست.مردی در حال خواندن روز نامه هست.در این اتاق خبری نیست جز تنهایی من.برروی شیشه به انعکاس چهر خود نگاه میکنم فقط تنهایی را میبینم.در این اتاق همه شب شب یلدا ست.روزهایش مثل یک پلک زدن می گذرد.در این اتاق من هستم و تنهایی های من.چند سالی من و تنهایی دو دوست خوب با هم شدیم.شبهای این اتاق تماشایی است جای خیلی ها در این شبها خالی است .من و تنهایی با هم شب را صبح میکنیم.
به راستی این اتاق قبر من است.