یافتن پست: #همه

ronak
ronak
قسم به تین وعنکبوت به مرغ باغ ملکوت ازته دل برات بگم دنیافدای تارموت . تقدیم به همه{-35-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:49
+4
☺SAEED☻
☺SAEED☻
اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافی یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه میفهمن
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:45
+5
sasan pool
sasan pool
پسر برتر از دخترآمد پدید»
پسر جمله را گفت و چیزی ندید

نگو دخترک با یکی دسته بیل
سر آن پسر را شکسته جمیل

بگفتا: «جوابت نباشد جز این
نگویی دگر جمله‌ای اینچنین!

وگرنه سر و کار تو با من است
که دختر جماعت به این دشمن است.»

پسر اندکی هوشیاری بیافت
سرش چون انار رسیده شکافت

پسر گفتش:«ای دختر محترم
که گفته که من از شما بهترم؟!

که دختر جماعت به کل برتر است
ز جن تا پری از همه سرتر است

پسر سخت بیجا کند، مرگ بید
که برتر ز دختر بیاید پدید!»

پس آن ضربه خیلی نشد نا به جا
که یک مغز معیوب شد جا به جا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:24
+1
sasan pool
sasan pool
پیک اول را که در پیمانه ریخت
آبرومان در ره میخانه ریخت
پیک دوم را به عشق او زدیم
باده سر شد ما همه هوهو زدیم
پیک سوم را زدیم و سوختیم
... ... تار دل بر پود مستی دوختیم
پیک چارم پیک اهل راز بود
ساقی با میخوارگان دمساز بود
پیک پنجم پرده را از هم درید
مژدهء کشف و شهود دل رسید
پیک ششم همرهی دار بود
شوق وصل و وعدهء دیدار بود
پیک هفتم ما همه ساقی شدیم
ساقی و جام می و باقی شدیم
هفت پیک عشق مستم کرده است
ساقی امشب می پرستم کرده است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:23
+1
ronak
ronak
گاه دلتنگ می شوم


دلتنگتر از همه دلتنگی ها


گوشه ای می نشینم


و حسرت ها را می شمارم


و باختن ها را،


و صدای شکستن ها را...


نمی دانم من کدام امید را ناامید کرده ام


و کدام خواهش را نشنیدم


و به کدام دلتنگی خندیدم


که این چنین دلتنگم.


دلتنگم، دلتنگ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 12:28
+4
parham
parham
سلام به همه مردم به خدا با این خونه ت[!]!
کمرم پوکید!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 11:30
+4
نیوشا
نیوشا
واقعا این همه ادم با محبت رو تو جامعه میبینی اشک شوق تو چشمات باید جمع بشه .
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 11:09
+11
parnian
parnian
سال 1391 تو تاکسی
راننده: آقا لطفاً پول خورد بدین! ربع سکه! نیم سکه! ندارین؟…
مسافر: شرمنده، من فقط طرح قدیم دارم!
راننده: این تراول مال کی بود؟ آقا گوشه نداره! لطف کن عوضش کن!… این میلیونی رو کی داد؟! من که گفتم خورد ندارم!…
مسافر: آقا من هر روز دارم این مسیرو می‌آم! روزی صدهزارتومن گرون می‌شه! شما دویست تومن گرونش کردین؟!
... راننده: خانوم کرایه‌ش همینه! قبل از پل هشتصد تومن، بعد از پل یه میلیون. اینجا تعرفه‌ش تو موبایلم هست، بذار آپدیتش کنم.
یه مسافر دیگه: آقا واسه صدتومن ارزش نداره، فشارتو می‌بری بالا! بده بهش بره. من حساب می‌کنم!
راننده: برو خانوم! برو بقیه شو بنداز صندوق صدقات!
مسافر درو محکم می‌بنده، می‌گه: برو گم شو! داهاتی!
راننده یه آهی می‌کشه می‌گه: ببین چجوری جلو این همه مسافر من‌و سکه‌ی بهار آزادی یه پولم کرد...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 01:04
+8
hadith
hadith
این اشتباه من بود که کار های تو رو با یه "ش" اضافه می خوندم
تو به قلبم "عق " زدی و من اونو "عشق" می دیدم
تو برای دلم "ور" زدی و من اونو "شور" زدن دلت می دیدم
تو اراجیفت رو "عر" می زدی و من همه اونها رو"شعر" می دیدم.
تو ارزش یه "اه" رو هم نداشتی اما من تورو "شاه" می دیدم...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 00:30
+3
hadith
hadith
در دنیایی که همه یا گوسفندند یا گرگ
ترجیح میدهم چوپان باشم
همدیگر را بدرید
من نی میزنم
♪ ♪♪ ♫
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 00:27
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ