یافتن پست: #وقتی

فریــآכ بــــی صــכآ
فریــآכ بــــی صــכآ
به سلامتی پسری که وقتی دید دوس دخترش ساده اس گولش نزد

بلکه یادش داد چطور از پسرای دیگه گول نخوره...!!!!!

.

.

.

.

(برگرفته از کتاب تخیلی کبوترها قالی می بافند)
دیدگاه  •   •   •  1393/07/6 - 10:29
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یادش بخیر
لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب
بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت
توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت
.
.
.
یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !
.
.
.
.
.
.
همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم
تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می فته
.
.
.
.
.
یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که
زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!!
افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه
از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود
.
.
.
من مدرسه که میرفتم همیشه سر کلاس به این فک میکردم که
اگه پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه !
.
.
.
.
وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم
الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم
گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم
.
.
.
.
تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم
درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن
.
.
.
.
.
..
یادتون میاد
اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !!!!!!!!!!
یادش به خیر.........
1 دیدگاه  •   •   •  1393/07/4 - 11:05
+8
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
میدونی وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد چی گفت؟
گفت جایی که داری میری غرورت رو می شکنن
وبه احساس پاکت سیلی میزنن
نکنه ناراحت بشی
من تو کوله پشتیت عشق گذاشتم، تا ببخشی
خنده گذاشتم
تا بخندی
اشک گذاشتم
تا گریه کنی
و مرگ گذاشتم
تا بدونی دنیا ارزش بدی و نداره ♡♡♡
دیدگاه  •   •   •  1393/07/3 - 13:05
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/07/2 - 14:28
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کاش می شد وقتی عشقت خیلی خوب و مهربون میشه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بهش تافت بزنی ، همون جوری بمونه
دیدگاه  •   •   •  1393/06/31 - 19:58
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گوگل اگه ایرانی بود وقتی یه چیزی رو سرچ میکردی.....
.
.
.
.
.
.
اول می پرسید"میخوای چیکار؟؟؟"

بعد که توضیح میدادی میگفت"حالا خیلی واجبه؟؟؟"

اگه جوابت مثبت بود میگفت"خعله خب بابا"
دیدگاه  •   •   •  1393/06/31 - 19:52
+6
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

تو ایستگاه اتوبوس بودم کنار یه دختره..


بهش گفتم ببخشید....


گفت: درد ببخشید، زهر مار ببخشید



آدم نباید ازدست شما پسرا آرامش داشته باشه


منم هیچی نگفتم وقتی بلند شد بره با مغز اومد تو زمین


خدا شاهده میخواستم بگم بند کفشت بازه


دیدگاه  •   •   •  1393/06/27 - 21:35
+7
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻨﻢ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ. ﯾﻪ ﻣﺰﺩﺍ 3 ﻫﻢ
ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﺴﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺯﻡ ﺳﺒﻘﺖ ﮔﺮﻓﺘﻦ ....
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺭﺩ ﺷﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﻭﺍﺳﻢ ﺷﮑﻠﮏ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ . ﻣﻦ
ﻫﻢ ﮔﺎﺯﺷﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺎﺷﯿﻨﺸﻮﻧﻮ ﮔﻔﺘﻢ:
ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻋﺸﻖ ﺟﺪﯾﺪ ﻣﺒﺎﺭﮎ . ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻬﻢ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﻥ
ﺍﺯ ﺁﯾﻨﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﯾﺪﻡ ﭘﺴﺮﻩ ﺩﺧﺘﺮﻭ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ
ﻧﮑﺘﻪ ﺍﺧﻼﻗﯽ : ﺑﺎ ﭘﺴﺮ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺩﺭ ﻧﯿﻮﻓﺘﯿﻦ
دیدگاه  •   •   •  1393/06/27 - 21:10
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/27 - 20:34
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هنگام درس دادن استاد سر کلاس
(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)
وقتی استاد خبر امتحان رو میده
(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)
موقع امتحان
(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)
وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری
(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)
وقتی که نمره ها رو میزنن
(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)
دیدگاه  •   •   •  1393/06/27 - 19:26
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ