یافتن پست: #وقتی

ali rad
ali rad
وقتی انسانی زمینی خلاق میشود
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 19:55
+4
ebrahim
ebrahim
دلایل دخترها برای کات کردن رابطه با پسرها وقتی که از یه پسر دیگه خوششون اومده...

من اوني كه تو فكر مي كني نيستم. من....
... ... (با معرفتاشون)
...
من نمي تونم اينجوري ادامه بدم اذيت مي شم.
(اونايي كه اصن خلاقيت ندارن)

من دارم ميرم خارج. مادرم اونجا منتظرمه.
(دو دره بازاشون)

ببين من از يكي ديگه خوشم مياد ببخشيد واسه همه چيز.
(آخره صداقت) البته از اين ورژن موجود نمي باشد.

انقدر دوست دارم كه نمي تونم باهات باشم.
(آخره خلاقيت) البته اين ورژن توانايي هندل كردن چند نفر با هم را دارد.

گمشو ...ديگه نمي تونم اخلاقه گندتو تحمل كنم ...برو با همون حميده جونت دوست شو...
(اعصاب خراباشون)

ترو خدا باهام به هم بزن!
( دست پا چلفتي) اين ورژن تا آخر عمر هم نمي تواند دو دوست پسر داشته باشد. :))
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 19:07
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
من برای متنفر بودن از کسانیکه از من متنفرند وقتی ندارم؛ زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 19:01
+5
sasan pool
sasan pool
وقتی گوشی یک دختر جا میمونه!!!!

‫گوشیمو تو ماشین بابام جا گذاشتم از خونه براش زنگ زدم بهش میگم:
- گوشیم تو ماشینت جا مونده
+ میدونم
- زنگ خورد جواب ندیاااا !
+ اخه مگه من بیکارم جواب زنگ گوشی تورو بدم
- خب حالا چرا عصبانی میشه ، کسی زنگ نزد؟
+ نه فقط نازی اس داد گفت غروب میاد دنبالت برین بیرون گفتم وقت نداری سرت شلوغه
- :o واسه چی اینو گفتی ؟ :|
+ چون قبلش به نسترن قول دادم برین خرید
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 18:46
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
وقتی که دیر رسیدم و
با دیگری دیدمت فهمیدم
که گاهی هرگز نرسیدن
بهتر است از دیر رسیدن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 18:32
+5
mah3a
mah3a
من کور هستم لطفا کمک کنید ...

روزی مرد کوری روی پله‌ های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد:

من کور هستم لطفا کمک کنید.

روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت. نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود.
او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.

عصر آن روز، روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور صدای قدمهای خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟
روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم. سپس با لبخندی متن تابلو را برای پیرمرد خواند:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!

وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید. خواهید دید
بهترینها ممکن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 16:30
+6
mah3a
mah3a
متاسف شدم وقتی ، مردی مرد ، هنگامی که زنش را ، در حال زنا دید!

متاسف شدم وقتی ، زنی ، شوهرش را دوست نداشت ، اما بچه دار شد !

متاسف شدم وقتی ، زنی ، شوهرش را دوست نداشت ، ولی به خاطر بچه هایش ماند!

متاسف شدم وقتی ،پسری، معشوقش را به خاطر پول ، از دست داد !

متاسف شدم وقتی،دختر، به خاطر شهوت نامردان باکرگیش را ،از دست داد!

متاسف شدم وقتی ، مردی ، ناموسش را ، به خاطر مواد ،به حراج گذاشت !

متاسف شدم وقتی ، جوانی ، ایمانش را بخاطر پول ، از دست داد!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 16:27
+7
mah3a
mah3a
خوش بین کیست:
مردی كه تصور كند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی كند گوشی را خواهد گذاشت. :)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 13:39
+6
saeed
saeed
وقتی لبخند به دنبال جایی برای نشستن است دعا میکنم لبانت در ان نزدیکی باشد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 00:38
+5
عسل ایرانی
عسل ایرانی
چیزی شبیه به “معجزه” است.

وقتی هر شب بی تو به خیر می گذرد

بی آنکه تو بگویی

“شب به خیر”....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 00:36
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ