یافتن پست: #وقتی

mah3a
mah3a
یکی به من بگه آخه چرا وقتی سگ میشم هیچکی دوستم نداره ...!

ولی وقتی خر میشم همه عاشقم میشن...؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:34
+2
farbood_rashidi
farbood_rashidi
از مرگ نترسید
از این بترسید که وقتی زنده اید
چیزی درون شما بمیرد
مثل عشق
مثل هوس
مثل .....!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:06
+5
parham
parham
یک حقیقت جهان شمول آیا تابحال متوجه شده اید وقتی فریاد میزنید احمق . . حداقل ده نفر سرشان را برمیگردانند !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 21:33
+7
mah3a
mah3a
نخ داخل شمع از شمع پرسید : چرا وقتی من میسوزم تو آب میشی..؟شمع جواب داد مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه و من اشک نریزم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 20:36
+3
امیرحسین
امیرحسین
وقتی به چیزی که آرزوت بوده میرسی,تازه میفهمی آرزوش قشنگ تر از داشتنش بوده...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 19:22
+3
sasan pool
sasan pool
کاش می دانستی که آدمها هرچقدر بزرگتر میشوند

دلشان بیشتر بغل میخواهد،

حتی بیشتر از وقتی که کودک بودند...‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 15:25
+1
sasan pool
sasan pool
«مهم نیست مرگ کجا و کی به سراغ من می آید مهم اینست که وقتی می آید من آنجا نباشم»
وودي آلن

«پیوند عشق حقیقی حتی با مرگ گسیخته نمیشود، چه رسد به دوری.»
ولتر

«تنها مرگ است که دروغ نمیگوید! حضور مرگ همه موهومات را نیست و نابود میکند. ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریبهای زندگي نجات میدهد، و در ته زندگی، اوست که ما را صدا میزند و بهسوی خودش میخواند.»
صادق هدايت

«زندگي هر چه پوچتر باشد مرگ تحمل ناپذیرتر میشود.»
ژان پل سارتر
«مردن کافی نیست باید به موقع مرد.»
ژان پل سارتر

آن که به کمال رسیدهاست، فاتحانه به مرگ خویش میمیرد و چنین مرگی، بهین مرگ است.
نيچه

تنها سعادتمند، کسی است که چشم به جهان نگشوده به خواب مرگ فرو رود.
ارنست همینگوی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 15:17
+1
ebrahim
ebrahim
چرا بغل کردن حس خوبی به آدم میده ؟ ♥
چون در سمت راست بدن قـلب وجود نداره و اونــجا خالیه ولی وقتی کسی رو که دوست داری بغلش میکنی قلبش اون جای خالی رو پر میکنه و انگار که تو صاحب
دو تا قلب شدی!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 12:46
+4
ronak
ronak
هـَــمــــدردت بودمـــ ....

وقتیــــــــ که دردهایتـــــ تمـــــــام شد ...




رفتیــــــــ ....

و منــــــــ ماندمــــــ ....



بـــــــــا هزارانــــــــــ درد ناگفتـــــــــــه ....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 12:29
+2
ronak
ronak
هنوز هم....
در هیاهوی شهر
گم میشوم
و تنم بوی خیال میگیرد
وقتی نگاهت را خمار میشوم.......!!!!!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 12:28
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ