کو آشنای شب های من کو/دیروز من کو فردای من کو/شهزاده من رویای من کو/تو هم قبیله لیلای من کو/وقتی نوشتم عاشق ترینم گفتی نمی خوام تو رو ببینم/برات نوشتم یک بی قرارم با خنده گفتی دوست ندارم/رو بغض ابر ها نامه نوشتم /قلبم مهره نامه گذاشتم/با تو میگیره ترانه هام جون/وقتی نباشی میمیره مجنون/ چند روز باران داره می باره/روی شکستن برام میاره/میگه غزل پوش تو رو نمی خواد/لیلای خائن دیگه نمی یاد.{-31-
غضنفر پسرشو میفرسته دانشکده افسری، دوستاش بهش میگن: درس پسرت که خیلی خوبه بود، بهتر بود میگذاشتی دکتر یا مهندس بشه؟ غضنفرمیگه: نه، آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم کلانتری باز کنیم!