یافتن پست: #چشم

ali rad
ali rad
یکنفر در هـمین نزدیکــی ها
چــيزی
به وسعت یک زنــدگی برایت جا گذاشته است
خیالـــت راحت باشد
آرام چشمهایت را ببــند
یکنفر برای همه نگرانـــــی هایت بیــدار است
یکنفر که از همه زیبایی های دنیــا
تـنهـا تـــو را بـــــاور دارد ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:49
+1
reza
reza
در چشمانت چيست که مرا به سوي خود ميکشد؟ در گرمي دست هايت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني که تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را ميشنوي که فرياد ميزند دوستت دارم دوست ندارم که بگويم دوستت دارم دوست دارم که بداني دوستت دارم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:39
+2
reza
reza
مهربانم تو بگو بعد از تو از کدام دریچه ی آسمان به تماشا بنشینم و با کدام واژه عشق را معنا کنم ؟ بی تو همه ی فصلها خاکستری و همه ی ستاره ها خاموشند. کیفر شکستن دل من چند جاده غربت و چند آسمان تنهایی است باور کن من هنوز هم به قداست چشمان تو ایمان دارم برای او که وسط قلبش اندازه ی تمام عاشقانه های روی زمین است .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:31
+2
reza
reza
از بـــاران کـــه مــی گــویـــم ...
تــــر مـــی شـــود لحظــه هـــایـــم...
از بــــرف کــه مــی گــویــم ...
سپیـــد مـــی شـــود خـــاطــره هـــایـــم ...
از چشمـــه کــه مــی گـویــم ...
مــی جــوشــد تـــرانــه هـــایـــم...
از تـــو کــه مــی گــویــم ...
تــازه مـــی شـــود بهـــانــه هـــایــم ..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:02
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
تو کجایی سهراب؟! آب را گل کردند چشم ها را بستند.....وچه ها با دل کردند صبر کن سهراب! قایقت جا دارد؟من هم ازهمهمه ی داغ زمین بیزارم.
دیدگاه · 44 دقیقه قبل ·
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:01
+4
ronak
ronak
هنوز هم..
چشمانم نگاهت را..
نگاهم لبــانت را..
و لبــانم لبانت را نشانه میرود در طلب یک بــوسه..
هنوز هم زیباست انتظار آغــوشت را کشیدن…
حتی زیباتر از گذشته…
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 21:43
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
حرفهایت ؛
بوی دوستت دارم می دهد
اما
فکری برای چشمهایت بکن !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 21:18
+4
benyamin
benyamin
وقتی خدا از پشت ، دستهایش را روی چشمانم گذاشت ، از لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم ک فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 20:45
+2
ronak
ronak
هر چه می گردم
پیدا نمی شوند
دفتر ِ شعرهایم را می گویم
گم اش کردم !!
درست از آن روزی که رو به رویم نشستی و چشم در چشم ِ من از رفتن گفتی !!
بیا و یک بار دیگر نگاهم کن
شاید
در چشمان ِ تو جا گذاشته باشم اش!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 20:35
+4
☺SAEED☻
☺SAEED☻
بعضيا از دور مي درخشن...

نزديك كه ميشی ميبيني شيشه شكسته اي بيش نيستن ...

كه بايد به آن لگد زد تا از مسير افتاب دور شه و چشم ديگري رو خيره نكنه !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 20:21
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ