یافتن پست: #چشم

maryam
maryam
دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم !{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 18:18
+6
aB'Bas S
aB'Bas S
واست آتیش روشن کردم که اخر زمستونه چهار شنبه ی اخر سال قلب من آتیش بارونه غمهاتو آتیش میزنم سرخی آتیش مال توچشم حسودا کور شه از عشق میون
من و تو
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 16:29
+5
Pedram
Pedram
ﺳﻼﻣﺘﯿﻪ ﭘﺴﺮﺍ ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺭﯾﺸﻮ ﻗﺪﺷﻮﻥ!
ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻌﺮﻓﺘﺸﻮﻥ...
ﺳﻼﻣﺘﯿﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﺸﻤﺎﯼ ﻧﺎﺯﻭ
ﭘﻮﺳﺘﺎﯼ ﺻﺎﻓﺸﻮﻥ!
ﻭﺍﺳﻪ ﻗﻠﺒﺎﯼ ﭘﺎﮐﺸﻮﻥ.........
... ﺳﻼﻣﺘﯿﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﺎﻡ!
ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺮﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﺭﺩﺍﻡ
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 14:59
+5
benyamin
benyamin
آنقدر بدم میاد از اینایی که توهم شدید دارن ، فکر می کنن بقیه همیشه دارن چشمشون می زنن !!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 14:39
+4
ebrahim
ebrahim
پسر کوچک به پدرش گفت:«پدر دیروز سر چارراه حاجی فیروز دیدم. بیچاره! چه اداهایی از خودش در می آورد تا مردم به او پول بدهند،ولی پدر،من خیلی از او خوشم آمد،نه به خاطر اینکه ادا در می آورد و می رقصید،به خاطر اینکه چشم هایش خیلی شبیه تو بود ...»
از فردا،مردم حاجی فیروز را با عینک دودی سر چارراه می دیدند ... !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 13:25
+4
maryam
maryam
باید تو چشم اونایی که واسشون کاری میکنی اما تشکر نمیکنن زل بزنی بگی :
وظیفم نبود ، لطف کردم !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 11:36
+3
maryam
maryam
سه تا از بهترين خوابيدنهاي دنيا:
1.خوابيدن رو پاي مامان وقتي کلي خسته اي
2.خوابيدن رو شونه عشقت وقتي کلي تنهايي
3.خوابيدن با چشماي باز وقتي استاد داره درس ميده !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 11:18
+3
OMiD
OMiD
عنايت قرار مي دادم.
رسيدم نزديكش كه بهم گفت: ميخواستم يه كار كوچيكي برام انجام بديد. من كه حسابي جا خورده بود گفتم خواهش مي كنم در خدمتم.

سوار شديم رفتيم به سمت خونه ش. تو راه هي با خودم مي گفتم با قيافه اي كه اين خانم داره هيچي بهم نده حداقل شصت، هفتاد تومن رو بهم ميده! آخ جون عجب نوني امروز گيرم اومد. ديدي گفتم امروز كارم مي گيره؟ حالت جا اومد داداش؟! (مكالمت دروني ايشان است اينها!)

وقتي رسيديم خونه بهم گفت آقا يه چند لحظه منتظر بمونيد لطفا.
بعد با صداي بلند بچه هاشو صدا كرد: رامتين! پسرم! عسل! دختر عزيزم!
بيايد بچه ها كارتون دارم!
پيش خودم مي گفتم با بچه هاش چي كار دار ديگه؟ البته از حق نگذريم بچه هاش هم مودب بودن هم هلو!!

بچه هاش كه اومدن با دست به من اشاره كرد و به بچه هاش گفت: بچه هاي گلم اين آقا رو مي بينيد؟ ببينيد چه وضعي داره! دوست داريد مثل اين آقا باشيد؟ شما هم اگر درس نخونيد اينطوري مي شيدا! فهميديد؟! آفرين بچه هاي گلم حالا بريد سر درستون!

بچه هاش هم يه نگاه عاقل اندر احمقي! به من انداختن و گفتن چشم مامي جون! و بعد رفتند.

بعد زنه بهم گفت آقا خيلي ممنون لطف كرديد!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 09:08
+2
reza
reza
اشتباه از ما بود که خواب سر چشمه را

در خیال پیاله می دیدیم

دست هامان خالی

دل هامان پر

گفتگوهامان مثلا ما !

حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب می میریم!

از خانه که می آیی

یک دستمال سفید‌: پاکتی سیگار: گزینه شعر قیصر:

و تحملی طولانی بیاور

احتمال گریستن ما بسیار است ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:14
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
یه ضرب المثلِ قدیمی میگه: سکوتِ ابلهان نشانه ی خاموشیست
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 23:13
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ