یافتن پست: #کار

مدیر سایت
مدیر سایت (مدير ارشد)
آخرین ویرایش توسط administrator در [1392/09/9 - 19:36]
دیدگاه  •   •   •  1392/09/9 - 00:06
+15
ساناز
ساناز

دانسته‌ام غرور خریدار خویش را خود همچو زلف می‌شکنم کار خویش را هر گوهری که راحت بی‌قیمتی شناخت شد آب سرد، گرمی بازار خویش را

دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 21:08
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگه از اون دسته آدمایی هستین که موقع رقص قیافه میگیرین آهنگم میخونین
یه بار جلو آینه اینکارو بکنین ، شاید پشیمون شدین جلو جمع اینکارو بکنین !:D
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 19:12
+7
محمد
محمد
وقتی کاری برای کسی میکنیم دوس داریم همه بفهمند .... خدایا میدانم تو میدانی و همین بس است اما.....
خدایا ! یواشکی خوب بودن چقدر است !!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 17:48
+2
be to che???!!
be to che???!!


وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست



وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره



وقتی کسی را از دست می دی ، حتما لیاقتت را نداشته



وقتی تو زندگیت ، زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری



وقتی بیمار می شی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده



وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو



نشون
بدی



وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش می یاد ، حتماً داری امتحان پس می دی



وقتی همه ی درها به روت بسته می شه، حتماً خدا می خواد پاداش بزرگی



بابت صبر
و شکیبایی بهت بده



وقتی سختی پشت سختی می یاد ،حتماً وقتشه روحت متعالی بشه



وقتی دلت تنگ می شه ، حتماً وقتشه با خدای خودت تنها باشی

دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 13:36
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 11:42
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﺑﻌﻀﯿﺎﻡ ﻫﺴﺘﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻬﺖ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﻧﺒﺎس ﺑﮕﯽ ﺳﻼﻡ ﺑﺎس ﺑﮕﯽ ﺟﺎﻧﻢ ؛ ﺑﺎﺯ ﮐﺎﺭﺕ ﮐﺠﺎ ﮔﯿﺮﻩ ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 21:43
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi

دختری از کوچه باغی میگذشت


یک پسر در راه ناگه سبز گشت


در پی اش افتاد و گفتا او سلام


بعد از ان دیگر نگفت او یک کلام


دختر اما ناگهان و بی درنگ


... سوی او برگشت مانند پلنگ


گفت با او،بچه پروی خفن


می دهی زحمت به بانوی چو من؟


من که نامم هست آزیتای صدر


من که زیبایم مثال ماه بدر


من که در نبش خیابان بهار


میکنم در شرکت رایانه کار


دحتری چون من که خیلی خانمه


بیست و شش ساله ،مجرد،دیپلمه


دختری که خانه اش در شهرک است


کوی پنجم،نبش کوچه،نمره شصت


در چه مورد با تو گردد هم کلام


با تو من حرفی ندارم والسلام


دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 21:39
+5
AmirAli
AmirAli
دختره می ره لوازم التحریر فروشی می گه آقا شما کارت «تو تنها عشق منی» دارید….
فروشنده می گه: بله داریم
دختره می گه: پس ده تا بهم بدین…..!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 21:00
+4
AmirAli
AmirAli
این دخترایی که تا بهشون میگی سلام خانوم میگن لطفا مزاحم نشو …
خب لامصب واسا ببین چیکار داره طرف بعد خود داف پنداری کن !!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 20:56
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ