خیلی ها برای لذت بردن از زندگی ،
گذشته ی خود را رها می کنند و می گویند:
امروز انگار نخستین روز عمر منه!
اما من ترجیح می دهم که بگویم
امروز آخرین روز از زندگی منه
و میخواهم از لحظه لحظه ی آن استفاده کنم گویی که فردایی در کار نیست ...
یه خیابونایی...
یه عطرایی...
یه آهنگایی...
یه تکیه کلامایی...
یه لباسایی...
یه کارایی...
یه روزایی...
یه پارکایی...
یه فیلمایی...
یه عکسایی...
یه...
اینا شاید هیچی نباشن،اما گاهی خیلی عذاب آورن برای
یه آدمایی
بیا در غروب آخرین سه شنبه سال، برای گردگیری افکارمان آتشی بیافروزیم. کینه ها را بسوزانیم، زردی خاطرات بد را به آتش بسپاریم، سرخی عشق را از
آتش بگیریم و آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم.