♥ نگار ♥
دختر عموم ۵ سالشه هزارتا فرند تو فیسبوق و لاین و… داره !
اونوقت من همسن این بودم شبا تلویزیون رو از برق میکشیدم
سمندون از توش نیاد بخوره منو
♥ نگار ♥
ی روزم تو آزمایشگاه شیمی اسید ریخت رو میز. برداشتیم با روپوش هم گروهیمون پاکش کردیم.
بنده خدا برگشته بود میگفت :این کی سوراخ شد.
♥ نگار ♥
میگه حواسش بهت هس…!
میگه تنها نیستیا…!
میگه…
تو هم همینجور که دستت تو دستشه
آروم انگشت شصتت و بکش رو انگشتاش…
آره…
یه وقتایی بی صدا و بی نگاه حرف بزنین…!