غصه هایت ک ریخت تو هم همه را فرامش کن دلت را بتکان اشتباهاتت وقتی افتاد روی زمین بگذار همان جا بماند فقط از لا ب لای اشتباهاتت ی تجربه را بیرون بکش قاب کن و بزن ب دیوار دلت
سیگار نمیکشم نه اینکه نکشیده ام آخرین باری که روبه رویم چشمهایش را بست آخرین نخ را کشیدم .... بعد ترک کردم او را خاطراتش را و سیگارم را ... تمام آنچه را که... آرامم میکرد