یافتن پست: #کم

ali
ali
بارها میتوانستم مچت را بگیرم ولی دستت را محکمتر گرفتم...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 21:12
+4
sasan pool
sasan pool
سلام حضرات آیات.خوب هستین؟دیدی نزدیک بود من و گروگان بگیر .نزدیک بود یک دانشمند عمران پر پر بشه.برای من یک ایمیل آمد نوشته بود شما 1 میلیون 850 هزار دلار برنده شدین .برای یک بابای دیگه هم فرستادن البته مال ایران نبود .من و تو گفت طرف فرمشو پر کرد بعد فرستاد طرف جواب داد بیا آفریقای جنوبی پول تو بگیر.طرف هم با خانواده اش رفت.حالا گرو گان گرفتنشون گفتن 10 میلیون دلار بدین.من و اگه می گرفتن.چند میلیون دلار می خواستن؟من هم که دانشمند عمران هستم.کم الکی که نیست.=))=))=)):)):)):))
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:58
+1
عسل ایرانی
عسل ایرانی
لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی..... شب زمستونیتون به خیر..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:33
+7
gha3m
gha3m
خدایا هر دری را خواستی " ز حکمت ببندی " قبلش یه آلارمی ٬ بوقی ٬ چیزی بده له نشیم لای در ..!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:12
+4
ronak
ronak
کوچیک تر که بودم فکر می کردم بارون اشک خداست ولی مگه خدا هم گریه می کنه چرا باید دل خدا بگیره!!!! دوست داشتم زیر بارون قدم بزنم تا بوی خدا رو حس کنم اشک خدا را تو یه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت کمی بنوشم تا پاک و آسمانی شوم! آسمان که خاکستری می شد دل منم ابری می شد حس میکرم که آدما دل خدا رو شکستند و یا از یاد خدا غافل شدند همه می گفتند باران رحمت خداست ولی حس کودکانه من می گفت خدا دلش از دست آدما گرفته!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:06
+3
gha3m
gha3m
اگه نفر قبليتو مي خواستي ببري بيرون کجا مي بردي؟؟؟؟ 1-شهر بازي 2-کافي شاپ 3-ديوونه خونه ... 4-بيرون شهر 5-پارک 6-خونتون 7-سينما 8-يکم اونورتر 9-سومالي 10-اداره آب و فاضلاب 11-لب دريا 12-مسجد 13-پارتي 14-کاباره 15-به خودم مربوطه 16-بعدا تصميم ميگيرم 17-بازار 18-مهد کودک 19-جزيره آدم خورها 20-دبي 21-حيف نيست ببرمش بيرون والا 22-ميدون واسه کارگري 23-محضر عقدش کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 15:20
+1
ebrahim
ebrahim
آیا میدانید؟؟؟؟
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 02:18
+3
gamer
gamer
روزي لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند مي دهم که کامروا شوي . اول اينکه سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري! دوم اينکه در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي و سوم اينکه در بهترين کاخها و خانه هاي جهان زندگي کني پسر لقمان گفت اي پدر ما يک خانواده بسيار فقير هستيم چطور من مي توانم اين کارها را انجام دهم؟ لقمان جواب داد: اگر کمي دير تر و کمتر غذا بخوري هر غذايي که ميخوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد. اگر بيشتر کار کني و کمي ديرتر بخوابي در هر جا که خوابيده اي احساس مي کني بهنرين خوابگاه جهان است. و اگر با مردم دوستي کني و در قلب آنها جاي مي گيري و آنوقت بهترين خانه هاي جهان مال توست.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:58
+3
gamer
gamer
یه مرد ۸۰ ساله میره پیش دکترش برای چک آپ. دکتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده: هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه. نظرت چیه دکتر؟ دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه: خب… بذار یه داستان برات تعریف کنم. من یه نفر رو می شناسم که شکارچی ماهریه. اون هیچوقت تابستونا رو برای شکار کردن از دست نمیده. یه روز که می خواسته بره شکار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل. همینطور که میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش. شکارچی چتر رو به طرف پلنگ نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ کشته میشه و میفته روی زمین! پیرمرد با حیرت میگه: این امکان نداره! حتماً یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده! دکتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقاً منظور منم همین بود
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:56
+2
gha3m
gha3m
در سینه دلی به وسعت غم دارم / بر زخم دلم نیاز مرهم دارم هر چیز برای خود فراهم کردم / در زندگی ام تو را فقط کم دارم . . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 23:31
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ