یافتن پست: #گاهی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
توی اسانسور وایساده بودم، یه پسری هم سوار شد.
اول ساكت بود، بعد گفت: چطوری؟
گفتم: الحمدالله...
یه نگاهی به من كرد و هندزفری شو جابجا كرد!
معلوم شد داره با تلفن حرف میزنه!
هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم دراوردم
آدامه دارم:
الحمدالله ، الحمدالله، الحمدالله .....:|
دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 21:01
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 20:19
+5
محمد
محمد
همه اخطار ها زنگ ندارند

گاهی هم “سکوت” آخرین اخطار است . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 14:28
+6
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
گاهی دوست داری غــافلگیر شــوی،

مثــلا بفهمـــی

یکـــ نفـــر آن دور دورهـا،

آنجـا که فـــکرش را هـــم نمیـــکردی،

دوســـتت دارد..!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 12:38
+5
alireza
alireza
کبوتر ل تنگ ماهی نشست.گفت سقف قفست شکسته چرا فرار نمیکنی؟.ماهی با چشمهای قشنگش نگاهی به کبوتر کرد و گفت:(لری؟!!!)
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 22:10
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 20:55
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 20:42
+5
محمد
محمد
• سکوت همیشه به معنای “رضایت” نیست.
گاهی یعنی، “خسته ام از اینکه مدام به کسانی که هیچ اهمیتی برای فهمیدن نمی دهند، توضیح دهم.”
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:50
+7
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
گاهی دلت از سن و سالت می گیرد

میخواهی کودک باشی...

کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد

و آسوده اشک می ریزد

بزرگ که باشی

باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ...
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:46
+5
محمد
محمد
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:28
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ