♥ نگار ♥
ی دیوونهــ ای کــ تازهــ از تیمارستان فرار کردهــ بود،با زور وارد خونه ای میشهــ
دستــ و پای زن و شوهری کــ در خونه بودن با طنابــ میبندهــ و چاقو رو میزارهـ زیر گلو زنهــ و
میپرسهــ:اسمتــ چیهــ؟من دوستــ دارم قبل از کشتن قربانی هامــ،اسمشونو بدونمــ.
زنهــ با گریهــ: فاطمهــ ولی بهمــ میگن فاطی.
دیوونهــ:اسمــ ننهــ من فاطی بود،واسهــ همینهــ نمیتونمــ بکشمتــ
ولش میکنهــ و میرهــ سراغ شوهرهــ:اسمــ تو چیهــ پدرسوختهــ
شوهرهــ:من احمدمــ،ولی دوستامــ فاطی صدامــ میکنن....!
♥ نگار ♥
من دارم شکست عشقى میخورم!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.کسى میل نداره؟؟؟
خداشاهده تنهایى از گلوم پایین نمیره
farhad
خدایا حواست هست؟!
صدای هق هق گریه هایم...
از همان گلویی می آید که تو...
از رگش به من نزدیک تری!!!
*elnaz* *
اگه تنهایی...اگه حسابی دلت گرفته...اگه بغض دو دستی گلوتو چسبیده...اگه هیچ کسو نداری که از درد دلت باهاش بگی...اگه زندگی اصلا اونی نیست که تو می خوای...اگه تو دلت هیچی نیست فقط غصه...اگه مدام داری بد بیاری میاری و تمام دنیایه جورهای باهات لج کردن...اگه حتی از خودتم خسته شدی...هیچ وقت واسه بهتر شدن حال دلت به کسی التماس نکن!چون اونوقت یه بی لیاقت پیدا میشه و وقتی نیاز تو رو میبینه میاد و تمام این دردها رو دو برابر می کنهپس هیچ کسو به حریم پاک دلت راه ندهبذار فقط یه محرم داشته باشی اونم خداباشه!به قول شاعر که میگه:من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبیدولی با خفت و خواری پی شبنم نمیگردم!!!!!!