یافتن پست: #گم

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگمکه چون شب‌بو به وقت صبح، من بسیار دلتنگممرا چون آینه هر کس به کیش خود پنداردو الّا من چو می با مست و هشیار یکرنگمشبی در گوشه ی محراب قدری ربّنا خواندمهمان یک بار تار موی یار افتاد در چنگماگر دنیا مرا چندی برقصاند ملالی نیستکه من گریانده‌ام یک عمر دنیا را به آهنگمبه خاطر بسپریدم دشمنان! چون نام من عشق استفراموشم کنید ای دوستان! من مایۀ ننگممرا چشمان دل سنگی به خاک تیره بنشانیدهمین یک جمله را با سرمه بنویسید بر سنگم

دیدگاه  •   •   •  1392/05/27 - 10:07
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

چیزی نمی تونم بگم، قراره از من بگذریچیزی نگو می فهممت، باید از این خونه بریچند سال از امشب بگذره، تا من فراموشت کنمتا با یه دریا تو خودم، خاموش خاموشت کنم ... تنهاییآمو بعد از این، با قلب کی قسمت کنمواسه فراموش کردنت، باید به چی عادت کنمتو باید از من رد بشی، من باید از تو بگذرم ... کاری نمی تونم کنم، باید بیُفتی از سرمبعد از تو باید با خودم، تنهای تنها سر کنم ... یک عمر باید بگذره، تا امشبو باور کنمچند سال از امشب بگذره، با من یکی هم خونه شه ... احساس امروزم به تو، تنها یه شب وارونه شهچند سال از امشب بگذره، تا من فراموشت کنمیک عمر باید بگذره، تا امشبو باور کنم... چیزی نمی تونم بگم ...

دیدگاه  •   •   •  1392/05/27 - 09:50
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/26 - 19:25
+4
xroyal54
xroyal54
سلامتی خودم.....
که بهتر از همه بلد بودم بهش دروغ بگم..
ولی نگفتم.
سلامتی خودم....
که راحت می تونستم خیانت کنم..
ولی نکردم.
سلامتی خودم....
که تو بدترین شرایطش هم ترکش نکردم.
سلامتی خودم... که این همه احمق بودم!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/26 - 18:44
+6
*elnaz* *
*elnaz* *
27 دیدگاه  •   •   •  1392/05/26 - 16:37
+3
xroyal54
xroyal54
اینجانمیتوان بکسےنزدیک شدآدمہاازدور دوست داشتنےترن؛ سالہاست ک درلایہ ناامیدےاینگونہ زیستنےکردم و میگردم تورا خودم رابیگناہ گم کردہ ام درخویشتنےک خویش راگم کردہ ام؛ تادریافتم زندگےدرناکجاآبادیست ک ھمہ خویشتن خویش راگم کردہ اند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/26 - 14:59
+5
nanaz
nanaz
در CARLO
این روزا خیلی حرف دارم اما بیشتر ش رو با خودم میگم و خاموش میشم. مثل شمعی که توی یه روز پر نور با انگشتات خاموشش می کنی. گاهی سرم پر از حرف است ولی خاموش میشم.
فقط داغی خاموش کردنش تاول میشه روی انگشتایی که زدی شمع دلتو خاموش کردی....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/26 - 14:37
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/26 - 14:32
+2
nanaz
nanaz
در CARLO
آرامش ظاهرم گمراهت نکند؛
آشفته تر از این حرف ها هستم!
عاشقی می کنم!
لج می کنم!
بد اخلاق می شوم!
دست خودم نیست...
ساعت و زمان هم ندارد!
تو که نباشی...
زندگی باید به کام من تلخ شود!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/26 - 13:17
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/26 - 10:21
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ