یافتن پست: #یخ

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دوستای خوب پاتوقی
نظر سنجی دوم شرو شده ها......نمیخاید شرکت کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[لینک]
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 13:33
+10
saman
saman
در CARLO
آنقــدر مرا سرد کرد

از خودش .. از عشق ..کــه حالا بــه جای دلبستن یخ بسته ام

آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد ..لیز می‌‌خوریــد

.

.

.

عجب جوش و خروشی بود عشقت / خراب باده نوشی بود عشقت

بهشتم را به سیبی داد بر باد / عجب آدم فروشی بود عشقت . . .

.

.

.

تســــبــیح میشوم زیر انگشــــتانت

دانـــه دانــــه میـــرانـــی ام

تا خــــودت را بالا ببـــــری . . .

.

.

.

سوت پایان را بزن

من حریف هرزگی تو

و احمق بودن خودم نمی شوم . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 10:56
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دست از سر ما بردار کنار تو نمیمونم
یه روز میگفتی عاشقم اما دیگه نمیتونم
تقصیر هیچکس دیگه نیست قصه ماتموم شده
حیف همه خاطره ها به پای کی حروم شده
دروغ میگفتی که برم از بی کسی دق میکنی
حرفاتو باور ندارم بی خودی هق هق میکنی
یادم می افته لحظه ای که دست تو رو شد برام
قسم میخوردی پیش من که جز تو عشقی نمیخام
دست خودم نیست که دیگه حرفاتو باور ندارم
این چیزا تقصیر تویه تلافیشو در میارم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 10:53
+5
sara
sara
عشـــــق یــعنی حـتی اگـه بدونـــی نـمیخوادتــــــ ,

بدونــــی نمیشـــــه,

امــا نتـــونی ترکــشی کنـــی..

نه خــــودشو , نه فکـــــرشو . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 08:40
+3
★☠ فـــرزاد ★ستاره های آسمونی☠★
★☠ فـــرزاد ★ستاره های آسمونی☠★
دیروز از سر کار برمیگشتم دیدم یه پسر بچه قدش به زنگ ایفون نمیرسه هی داره خودشو میکشونه بالا ،

منم مثل یه رابین هود رفتم ، گفتم :میخوای برات زنگ بزنم ، اونم سرشو تکون داد و گفت اوهوم.....

منم برای اینکه سریعتر در رو براش باز کنن دو سه بار زنگ زدم ،

بعدش با لبخند بهش گفتم : خوب دیگه چیکار کنم برات کوچولو ؟؟

گفت هیچی دیگه فرار کن تا صاحبخونه نیومده ...!!!!تو از اون ور برو من از این ور .....!!!{-14-}

بچه نیستن بخدا گرازن {-13-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 02:26
+6
parisa
parisa
من محتاج درک شدن نیستم،دردم می آید خر فرض شوم.

دردم می آید آنقدر خوب سر وجدانت کلاه میگذاری،

و هر بار که آزادیم را محدود میکنی،

می گویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است،

نسل تو هم که اصلا مسئول خرابی هایش نبود.

میدانی ؟ دلم از مادر هایمان می گیرد،

بدبخت هایی بودند، که حتی می ترسیدند باور کنند حقشان پایمال

شده.

خیانت نمیکردند، نه برای اینکه از زندگی راضی بودند،نه، خیانت هم

شهامت میخواست .

نسل تو از مادر هایمان همه چیز را گرفت،جایش النگو داد.

مادرم از خدا میترسد، از لقمه ی حرام میترسد، از همه چیز میترسد،

تو هم که خوب می دانی ترساندن بهترین ابزار کنترل است.

دردم می آید این را هم بخوانی میگویی اغراق است.

ببینم فردا که دختر مردم زیر پاهای گشت ارشاد به جرم موی بازش

کتک می خورد،باز هم همین را میگویی

ببینم آنجا هم اندازه ی درون خانه، غیرت داری ؟؟

دردم می آید که به قول شما تمام زن های اطرافتان خرابند،و آنهایی هم

که نیستند همه فامیل های خودتانند.

مادرت، اگر روزی جرات پیدا کردی ازش بپرس بیچاره سرخ می شود و

جوابش را،باور کن به خودش هم نمی دهد.

دردم می آید.

از این همه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 22:16
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
خدایا … یک امروز را مهمان من باش … به یک فنجان قهوه تلخ … دلت نمیخواهد طعم دنیایت را بچشی ؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 19:43
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آقا ﭘﺴﺮی ﮐﻪ ﺩﻣﺎﻏﺘﻮ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﯼ . . .
ﻟﻨﺰ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ . . .
ﺍﺑﺮﻭﻫﺎﺗﻮ برﺩﺍﺷﺘﯽ . . .
ﻣﻦ ﯾﻪ ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺩﺍﺭﻡ ,
ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﺶ ؟ :))))))))
4 دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 19:37
+10
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مکالمه چند وقت پیش من و مامانم :اگه خالت زنگ زد گوشیو برندار!
_واسه چی؟؟؟
_آخه میخواد خبر مرگ خواهر شوهرشو بده
_خب چه ربطی داشت؟!
_آخه من هنوز در جران نیستم، اگه منم بفهمم نمیتونم امشب برم عروسی!!!!!!
:|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 19:34
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﺩﻥ!
ﺩﺧﺪﺭ ﺩﺍﯾﯿﻢ ۵ ﺳﺎﻟﺸﻪ!
ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ :ﮐﯿﻪ!؟
ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻣﻮﻥ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺑﻪ ﺷﻮﺧﯽ ﮔﻔﺖ :ﻣﻨﻢ ﻣﻨﻢ ﻣﺎﺩﺭﺗﻮﻥ!
ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ, ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﺱ ﺳﮑﺘﻪ ﮐﻨﻪ!
ﮔﻔﺖ :ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻣﺎﺩﺭﺗﻮﻥ ﻫﺴﺘﻦ؟ ﮔﻔﺘﻢ :ﻧﻊ، ﻓﻘﻂ ﻣﻦ ﻭ ﺣﺒﻪ ﺍﻧﮕﻮﺭ ﻫﺴﺘﯿﻢ
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 19:27
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ