یافتن پست: #یخ

henzo_io
henzo_io
غضنفر ازدواج می کنه هر شب تنها می خوابه زنش میگه نمیخوای منو بغل کنی بوسم کنی؟
غضنفر میگه من ازدواج کردم که این کثافت کاری هارو بزارم کنار !!!
2 دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 20:59
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، صدقه‏هاى خود را با منّت و آزار، باطل مكنید( البقرة : 264)

وقتی می خواهی به یه نیازمندی کمک کنی سعی کن تو چشاش نگاه نکنی چون احساس می کنه داری ته مونده غرورشو میخری!!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 19:31
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شما یادتون نمیاد....
زمان ما یخمک 50 تومن بود،پول تو جیبیامون رو نگه میداشتیم واسه زنگ اخر و تو راه خونه با دوستامون یخمک،بستنی میوه ای، بستن دو قلو میخریدم و با چه لذتی میخوریدم تا برسیم خونه.....
یاد بــــــاد، یادٍ گذشته شـــاد باد!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 19:26
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیگه صبحا کنار تو چشم وا نمیکنم ... دیگه اعتمادی به این عشقا نمیکنم
کسی رم نمیخوام که بهم توجهی کنه ... همه که مثل تو منو اشبا نمیکنن
همه که مثل تو با من خوب تا نمیکنن ... منو از ته دل از اون بوسا نمیکنن
یا اون روزا که میبرم از هرکسو ناکسی ... خودشونو توی دلم انقدر زود جا نمیکنن
دیگه شبا نمیام پشت خطی ... خوشحالم که کنار اون خوشبختی
خوشحالم که یه حساب سوا روش کردی ... و به خاطر اون منو فراموش کردی....:(:)
"یه چیزی بگو - آرمین&تتلو:x"
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 19:13
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
یه ماشین لباسشویى داشتیم انقد تکون میخورد که،
بدبخت همزمان هم لباس میشست هم تو خونه قدم میزد !
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 18:32
+5
parisa
parisa
تاریخ تولدت مهم نیست،
تاریخ "تبلورت" مهمه...!
اهل کجا بودنت مهم نیست ،"اهل و بجا" بودنت مهمه...!
منطقه زندگیت مهم نیست،"منطق زندگیت" مهمه...!
و گذشته زندگیت مهم نیست ، امروزت مهمه که چه گذشته ای واسه فردات میسازی..! ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 18:14
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
فکر کنم تو جزوه هام الکل وجود داره!
لامصب ۲ صفحه واسه امتحان که میخونم میگیره منو:)))
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 18:03
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در خاطری که تویی دیگران فراموشند


بگذار در گوشت بگویم


میخواهمت


این خلاصه ی تمام حرفهای عاشقانه دنیاست
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 16:45
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
شیـر و رفقـاش نشسته بودن و نوشیدنی میخوردن و خوش میگذروندن.....
بین صحبت شیره نگاهی به ساعتش میندازه و میگه:
"آُه! اُه! ساعت 11 شده! باید برم! خانم خونه منتظره
" گاوه پوزخندی میزنه و میگه: "زن ذلیلو نیگا ! ادعاتم میشه سلطان جنگلی!
" شیر لبخند تلخی میزنه و میگه:
"توی خونه یه شیـــر منتظرمه ! نه یـه گاوی مثـل تــو !!!!"
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 16:16
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
یاد گذشته بخیر
این عکس گروه بود
با کاربرای فعالش
گذاشتم که ببینید
9 دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 16:13
+9
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ