mah3a
☺گاهی چنان زمین میخوری که یک عمــــــر
مجبور میشی خودتو بت[!]☻
mah3a
کی اشکات و پاک میکنه شبا که غصه داری
دست رو موهات کی میکشه وقتی منو نداری
شونه ی کی مرحم هق هقت میشه دوباره
از کی بهونه میگیری شبای بی ستاره
برگ ریزونای پائیز کی چشم به رات نشسته
از جلو پات جمع میکنه برگهای زرد و خسته
کی منتظر میمونه حتی شبای یلدا
تا خنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا
کی ازسرود بارون قصه برات میسازه
از عاشقی میخونه وقتی که راه درازه
کی از ستاره بارون چشماشو هم میزاره
نکنه ستاره ای بیاد و یاد تو رو نیاره
نکنه ستاره ای بیاد و یاد تو رو نیاره
mah3a
آرامش میخواهم ;
به آرامی دوران کودکی ،.. زمانی که بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...
parnian
توصیه عاجزانه میکنم بهتون
دم عید بهم نزنین
میرن لباس نو میخرن خوشتیپ میشن, میسوزیناااااا ، تازه از عیدی میدی هم خبری نمیشه هااااا
بعدشم آه ناله هاتون میارین توو این فب خاک به سر شده که اِل شد، بـــِل شد ، والا