یافتن پست: #یخ

مهسا
مهسا
این روزهـــــــــا
عجیب دلم بچــــگی میخـــــواهــــــد
خستــــه ام...!
یک قلم لطفـــا....؟!
میـــــخواهم خـــــــودم را خطــــ خطــــی کنــــــم!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:53
+8
مهسا
مهسا
در سکوت شب من ،
ناگهان حادثه ای...
ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت...
من تو را کم داشتم


در سکوت شب من ،
آسمان حرفی زد...
و غزل شعری شد...

در سکوت شب من،
موج گیسوی تو آرام نداشت
برق چشمان تو پیغام نداشت...
چه سرابی دارم
که امیدم به نگاهت...
سالها یخ زده است...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:33
+7
ramin
ramin
دیدی تا حالا اگر کسی رو دوست داشته باشی دلت نمیاد اذیتش کنی؟ دلت نمیاد شیشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکنی؟ دلت نمیاد ازش پیش خدا شکایت کنی حتی اگر بره و همه چیزو با خودش ببره
18 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:30
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
شیخ و مریدان در بیابان ،عربی را سوار بر شتر بدیدند ، شیخ جهت اسکل نمودن وی
از او پرسید: آیا این شتر است؟

مرد عرب کمی سرخ و کبود شد و در جا در گذشت!

جمله همه مریدان واله و حیران گشتندی و از شیخ علت را جویا شدندی.

شیخ فرمود: همانا جهت تلفظ " پ نه پ" بر خود فشار آورد و هلاک شد!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:09
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
خدایا از تو معجزه میخواهم معجزه ای بزرگ در حد خدابودنت تو خود بهتر میدانی ، معجزه ای که اشک شوقم را جاری کند.... ناامید نیستم ...فقط دلتنگم.....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 16:17
+1
sasan pool
sasan pool
یه پنجره با یه قفس . یه حنجره بی هم نفس سهم من از بودن تو . یه خاطرس همینو بس
تو این مثلث غریب . ستاره هارو خط زدم دارم به آخر میرسم . از اون ور شب اومدم
یه شب که مثل مرثیه . خیمه زده رو باورم میخوام تو این سکوت تلخ . صداتو از یاد ببرم
بذار که کوله بارمو . رو شونه شب بذارم باید که از اینجا برم . فرصت موندن ندارم
داغ ترانه تو نگام . شوق رسیدن تو تنم توحجم سرد این قفس . منتظر پر زدنم
من از تبار غربتم . از آرزوهای محال قصه ما تموم شده . با یه علامت سوال
بذار که کوله بارمو . رو شونه شب بذارم باید که از اینجا برم . فرصت موندن ندارم{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 14:43
+2
payam65
payam65
دکتر شریعتی:در اینجا عرق میریزیمو حال مان این است
در انور دنیا عرق میخورندو حالشان ان است
نمی دانم مشکل در خوردن ان است یا نوع ریختن آن.......؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 14:23
Behdad
Behdad
آخرین ویرایش توسط BEHDAD در [1390/12/24 - 12:01]
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 11:57
+5
مهسا
مهسا
این روزها دلم به همه چیز حساس شده..... راستش بد دل شده ام.......
دیگر نمی توانم با کسی هم سفره شوم..!!!
دلم سیر است از نمک های ید دار.....
دیگر نمیخواهم نمک گیر شوم..........!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 02:29
+5
مهسا
مهسا
خدایا میترسم...!

خدایا من از این ترس میترسم...!

آرومم کن...!

دلم یه جرعه آرامش میخواد!

یه حبه نفس!

یه امدادگر که عمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیق بدمه تو ریه هام!

خدایا امدادگرم میشی؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 01:55
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ