سحر
اگه میخواى یكــــــیو از دست بــدى.
.
.
.
.
.
.
فقط كــافـیـه دوســـــــــــتـش داشـته باشـى
هــــــــــــــــــمـیـن كـــــــــافـیـه .. .. .. !!!!!!
ebrahim
سلامتی خانم هایی که میخوان پارک دوبل کنن ، روسری لیز میخوره ، شال میافته از سرشون ، دکمه مانتو باز میشه ، دستشون میخوره به برف پاک کن ، اشتباهی میزنن تو ۴ به جا دنده عقب ، آخر سر هم خاموش میکنن
mah3a
تو ۳ سالگی : " مامان ، بابا عاشقتونم"
تو ۱۰ سالگی : " ولم کنین "
تو ۱۶ سالگی : " مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم"
تو ۱۸ سالگی : " باید از این خونه بزنم بیرون"
تو ۲۵ سالگی : " حق با شما بود"
تو ۳۰ سالگی : "میخوام برم خونه پدر و مادرم "
تو ۵۰ سالگی : " نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!"
تو ۷۰ هفتاد سالگی : " من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن ...!
بیاید ازهمین حالا قدر پدرو مادرامونو بدونیم ..
mah3a
تــــــــــــمــــــــــام تَنت
طعم بـــوسه هایم را میدهد !
دیگر خودت میدانی ، هر جا که میخواهی بروی
بــــــــــــــــرو
t @ r @ n e
پسر : سلام عشقم
دختر : عزیییزم ؟!
پسر : بله بله ! من اینجام ، اس قبلیم نرسید؟ )
دختر : عزیزم؟میخوای منو بپیچونی ؟؟ i
پسر : نه عسلم! من که دارم جوابتو میدم! (
دختر : باشه ، این رابطه تمومه! دیگه زنگ نزن!
پسر : لعنتی ! برو به جهنم!!!!)
mah3a
حترامت واجبه خان دایی ، اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمیاد ،کی واسم قده
یه نخود مردونوگی رو کرد که من واسش یه خروار رو کنم ، این دنیا همیشه برای من کلک بوده و نا مردی ،
به هر کی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم ، دیدم یه فرمون که میتونست یه محلی
رو جابه جا کنه ، وقتی زجرش میدادن ، میرفت عرق میخوردو عربده میکشید ، دیوارها تکون میخوردن و، هر چی نامرد بود ای نوهوو
موش تو سوراخ قائم میشدن ، چییییییی شوووووود ؟
رفت زیارت و گذاشت کنار،مثل یه مرد شورو کرد کاسبی کردنو پوله حلال خوردن، اما مگه گذاشتن؟
این نظامه روزگاره، یعنی این روزگاره خان دائی ، نزنی!! میز[!] !
حالا داش فرمون گجاسسست ، اون فاطی که تو این دنیا آزارش به یه مورچه هم نرسیده بود گجاسسسست؟!
veri veri naic
1390/12/11 - 22:13