ashkan
لره بالا پشت بوم میخوابه، سردش میشه، پا میشه در پشت بومو میبنده
ashkan
لره میخواسته ترتیب گاوشو بده، گاوه میگه: ما، ما! لره میگه: خفهشو، اول ما، بعد تو
parham
بعد بگین مینوبوسای قیام دشت خوب نیست اینجوری اگه میخواستیم بریم و بیایم چی!
mah3a
خودت خواستی که من مجبور باشم
برم جایی که از تو دور باشم
تو پای منو از قلبت ب[!]
خودت خواستی که من اینجور باشم
خودت خواستی که احساسم بشه سرد
خودت خواستی کاریم نمیشه کرد
می دیدم دارم از چشمات میفتم
مدارا کردم و چیزی نگفتم
برام بودن تو بازی نبود و
به این بازی دلم راضی نبود و
از اول آخرش رو می دونستم
تو تونستی ولی من نتونستم
برات بودن من کافی نبود و
حقیقت این که می بافی نبود و
دارم دق می کنم از درد دوریت
میخام مثل تو شم اما چه جوری
عسل ایرانی
حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ...
دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت ...
حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد ...
زخم داشت و ننالید...
گریه کرد ؛ اما اشک نریخت ...
حکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله وساربان بی شترست !
حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا همۀ صداها را بشنود ... !!
parham
اسم کسی که بیشتر از همه دوستش دارین خالصانه اینجا بنویسید و مدت آشناییتونو بگین نه واسه خنده گذاشتم این پست رو نه چیزی یه سوال هست ممکنه تو آینده برنامه هایی رو بذاریم که اکیپی بریم بیرون علاقه مندا نظراتشونم بگن ممنون میشم
sasan pool
کاش می دانستی که آدمها هرچقدر بزرگتر میشوند
دلشان بیشتر بغل میخواهد،
حتی بیشتر از وقتی که کودک بودند...
sasan pool
«مهم نیست مرگ کجا و کی به سراغ من می آید مهم اینست که وقتی می آید من آنجا نباشم»
وودي آلن
«پیوند عشق حقیقی حتی با مرگ گسیخته نمیشود، چه رسد به دوری.»
ولتر
«تنها مرگ است که دروغ نمیگوید! حضور مرگ همه موهومات را نیست و نابود میکند. ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریبهای زندگي نجات میدهد، و در ته زندگی، اوست که ما را صدا میزند و بهسوی خودش میخواند.»
صادق هدايت
«زندگي هر چه پوچتر باشد مرگ تحمل ناپذیرتر میشود.»
ژان پل سارتر
«مردن کافی نیست باید به موقع مرد.»
ژان پل سارتر
آن که به کمال رسیدهاست، فاتحانه به مرگ خویش میمیرد و چنین مرگی، بهین مرگ است.
نيچه
تنها سعادتمند، کسی است که چشم به جهان نگشوده به خواب مرگ فرو رود.
ارنست همینگوی