یافتن پست: #یخ

سحر
سحر
کی دوست داره ... =))
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:52
+8
mah3a
mah3a
دعای مرگ خود را میخواند ...
مادری کنج خانه سالمندان
شاید فرزندش را در مراسم خاکسپاری خود ببیند...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:51
+1
mah3a
mah3a
مشـــغول رانندگی تو جاده ام
از فاصله دور پلـــیس واسم دست تکون میده و ابراز ارادت میکنه
خیلی آدمای با محبتی هستــن
چطوری از این فاصله منو شــــناختن
یکیشون جوگیر میشه تا وسط جـــاده میاد
با حرارت خاصی واسم دست تکــون میده
چراغ میزنم وبا حرکت دست به ابرازعلاقه شون جـــواب میدم
دفترچه و خودکار تو دستشه
میخواد ازم امـــضا بگیره ،اما الان وقت ندارم باشه واسه بعـــد
اشک تو چشام حلقه میزنه از این همه احساسات پاک و بی آلایش......................
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:51
+1
نیوشا
نیوشا
خودکار میخری ۱۰۰ تومن..

لاک غلط گیر ۸۰۰ تومن..

توی این دنیا حـتــی اگـــــه روی کاغذم اشتباه کنی برات گرون تموم میشه..!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:36
+7
mah3a
mah3a
این یخچال ها هستن که تا درشون رو باز میکنی,میایی یکم تمرکز کنی
سوت میکشن
واقعا کسایی که اینجوری طراحی شون میکنن
مرض دارن؟
نمیگن لامصــب تمرکز آدم به هم می ریزه :|
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:18
+6
mah3a
mah3a
رفتم دستشویی پارک. تا تو دستشویی نشستم از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت:
سلام حالت خوبه؟

من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم:

حالم خیلی خیلی توپه.

بعدش اون آقاهه پرسید:

خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟

با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم، برای همین گفتم؛

اُه من هم مثل خودت فقط داشتم از این جا رد می شدم...

وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور می شه، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم:

من می‌تونم بیام طرفای تو؟

آره سؤال یه کمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم:

نه، الآن یه کم سرم شلوغه!

یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:

ببین، من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب می ده!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:16
+6
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
از تمام عطرهای دنیا


تنها لحظه‌ای


بویی شبیه آغوشت میخواهم


تا هوش از سر این همه


دلتنگی ببرد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:26
+5
حمید
حمید
یخ خودش رو برای خنک کردن آب فدامیکنه...... بابا یخ روزگارتیم {-41-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:12
+3
نیوشا
نیوشا
یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین. دوستم میگه : معتاده؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:04
+11
حمید
حمید
در SMS
دیابت لباتم، خراب اون چشاتم، عاشق اون صداتم، بادبون کشتیاتم، دیونه ی نگاتم، روانیه اداتم، دیگه جی میخوای ، بخوای نخوای فداتم ... {-35-}{-35-}{-41-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:02
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ