یافتن پست: #c

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
میگن تو جهنم چهل تا دختر میارن می چینن جلوت
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعد تو باید به تک تکشون یاد بدی چطوری پارک دوبل بزنن !من رفتم توبه کنم {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 01:16
+4
sahar
sahar
یکی گردنش کبود میشه و یکی هم زیر چشاش!

آره .زندگیا خیلی متفاوته..‏
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 01:14
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
به سلامتی اون سربازی که 55دقیقه تو صف تلفن موند تا بتونه 5دقیقه با عشقش حرف بزنه اما فقط یه جمله شنید مشترک مورده نظر در حال مکالمه است.[流泪][流泪][流泪][流泪][流泪][流泪][流泪][流泪]دیگه چقد از نامردی این دخترا بگم دیگه به خدا این دخترا گرگن گرگ
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 01:11
+5
AmiR
AmiR
شب بخیر  بچه ها ی گل مخصوصا داداشم محمد مهدی
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 01:11
+4
sahar
sahar

هوای عصرهای من عجیب تـو را کم دارد آغوش تـو را کم دارد نفس های تـو را کم دارد

دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 01:08
+4
sahar
sahar

مورد داشتیم پسره رو در حال گریه دیدن بهش گفتن چرا داری گریه میکنی!؟ گفته زنم بهم خرجی نمیده!!! {-33-}

دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 01:00
+4
AmiR
AmiR
قطعه سوم وپایانی ترانه
رفتن

حرفات که قلبمو شکست
دستات که مال من نبود
دلت که مال من نبود
هیچ کسی به انداره تو با رفتنش داغونم نکردش
هنوز از رفنت زیاد نمیگذره که حالم اینجوری شده
حالا که رفتی برو بسلامت کورشم اگه نتونم ببیننم خوشبختی تو
تو خاطراتی ه از من داریو پاک کرد ولی من نه همشو نگه میدارم
از اون بوسه اول و دوستدارم گفتنت تا اون آخرش که بی صدا گذاشتیو رفتی
حالا من اینجا تکو تنها نشستم روبه رو ی عکست همراه با سیگاری که اسمتو روش نوشتم تا با کشیدن اون استم تو ذره ای از وجود من بشه
عشقم
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 00:59
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


ای رویای رنگین/که خواب از سرم ربودی/و لحظه هایم را به اتش کشاندی/ای که دلم را/به تبسمی فریفتی/تنم به اسارت و هستی ام به یغما بردی/برای تو مینویسم/چشم هایت را باز کن/وعشق را درحجره شکسته زندگی/کاش میدانستی/تنها برای تو مینویسم/و دستان لرزان قلم/فقط برای توو/سینه ی دفتری را میشکافد/کاش میدانستی
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 00:58
+4
-1
sahar
sahar
سلام روزگار...

چه میکنی با نامردی مردمان..

من هم ..

اگر بگذارند ...

دارم خرده های دلم را...

چسب میزنم...

راستی این دل ...

دل می شود ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 00:56
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
می گویند : شاد بنویس …
نوشته هایت درد دارند!
و من یاد ِ مردی می افتم ،
که با کمانچه اش ،
گوشه ی خیابان شاد میزد…
اما با چشمهای ِ خیس … !!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 00:54
+3
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ