یافتن پست: #c

zohre
zohre

شخصیتی که در دوران تحصیل هیچ وقت چهره‌اش دیده نشد: الان میخواد "بازرس" از آموزش پرورش بیاد! {-33-}

دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 16:46
+6
zohre
zohre

آشپزی سخته ولی میتونین با خلاقیت های کوچیک این کار رو برای خودتون به لذت تبدیل کنین مثلا من ﺩﯾﺮﻭﺯ ماستو خیار رو بدون خیار درست کردم خیلی هم خوب شد :D

دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 16:45
+5
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در music
[لینک]
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 15:47
+10
be to che???!!
be to che???!!

بعله ما اینیم....{-45-}

زن به شيطان گفت : آيا آن مرد خياط را مي بيني ؟ ميتواني


 بروي وسوسه اش كني كه همسرش را طلاق دهد ؟



شيطان گفت : آري و اين كار بسيار آسان است



پس شيطان به سوي مرد خياط رفت و به هر طريقي سعي مي


 كرد او را وسوسه كند اما مرد خياط همسرش را بسيار دوست


 داشت و اصلا به طلاق فكر هم نمي كرد



پس شيطان برگشت و به شكست خود در مقابل مرد خياط


 اعتراف كرد



سپس زن گفت : اكنون آنچه اتفاق مي افتد ببين و تماشا كن



زن به طرف مرد خياط رفت و به او گفت 
:


 


چند متري از اين پارچه ي زيبا ميخواهم پسرم ميخواهد آن را به


 معشوقه اش هديه دهد پس خياط پارچه را به زن داد. سپس آن


 زن رفت به خانه مرد خياط و در زد و زن خياط در را باز كرد وآن زن


 به او گفت : اگر ممكن است ميخواهم وارد خانه تان شوم براي 


 اداي نماز ، و زن خياط گفت :بفرماييد،خوش آمديد



و آن زن پس از آنكه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق


 گذاشت بدون آنكه زن خياط متوجه شود و سپس از خانه خارج


 شد و هنگامي كه مرد خياط به خانه برگشت آن پارچه را ديد و


 فورا داستان آن زن و معشوقه ي پسرش را به ياد آورد و


 همسرش را همان موقع طلاق داد



سپس شيطان گفت : اكنون من به كيد و مكر زنان اعتراف مي
كنم


و آن زن گفت :كمي صبر كن



نظرت چيست اگر مرد خياط و همسرش را به همديگر


 بازگردانم؟؟؟!!!


شيطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟


آن زن روز بعدش رفت پيش خياط و به او گفت



همان پارچه ي زيبايي را كه ديروز از شما خريدم يكي ديگر


 ميخواهم براي اينكه ديروز رفتم به خانه ي يك زني محترم براي


 اداي نمازو آن پارچه را آنجا فراموش كردم و خجالت كشيدم


 دوباره بروم و پارچه را از او بگيرم و اينجا مرد خياط رفت و از


 همسرش عذرخواهي كرد و او را برگرداند به خانه اش.



و الان شيطان در بيمارستان رواني به سر ميبرد!!

دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 14:45
+8
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
چوپونه شب عروسیش از حجله میاد بیرون داد میزنه:
خدایا با آدم چقدر حال میده... {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 12:23
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
سـلامـتـی پـسـری کـه تـیـپ و قـیـافـش بـه روزه

ولـــــــــــی

غـیـرتـش مـال زمـان پـدرشــــــه . . . ! ! !
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 12:17
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
هوووووووووراااااااااا

کارت معافیتم اوووومدددددددد {-23-}
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 12:02
+3
بهناز جوجو
بهناز جوجو

فَــقَــطــ خــیــالِ تــو تَـــســکــیــنِ کُـــلِ دردهــامِ ...

دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 11:36
+5
بهناز جوجو
بهناز جوجو

مهریه رو باید به نیت تعداد خواستگارای ناکام دختر بزارن اینجوری ارزش واقعی معامله هم مشخص میشه ! :D

دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 11:35
+6
بهناز جوجو
بهناز جوجو

دیگ...بیخیال.....حرفه...مَردُم...میشَم.........دوسِش..دارَم...هَمین.....خودِش..میدونِ....بِ اَندازِه ی..کی....و..شایَدَم..بیشتَر........کُلِه...زِندِگیم...شُده...اگ..ناراحت شدی...بهت خطاب دادم..ببخشید.... :(

دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 11:34
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ