یافتن پست: #c

nanaz
nanaz
... اولین تلنگر را مادر شوهرش زد، وقتی که اسم کوچکش را فراموش کرد و صدا زد: «عروس، بیا پایین.» روزهای بعد با معنای عروس بیشتر خو گرفت. هر چه بود عروس بود و یک روز فهمید که عروس یک نفر نیست. صدها و هزارها عروس دیگر است.
رفته رفته دانست که عروس یک عالم معنا دارد که بیشترش به او مربوط نمی شود. به صدها عروس پیش از او مربوط می شود. فهمید که هر کاری می کند، سایه ای از خاطره و رفتار و منش عروس های قبل را هم با خودش دارد.
طول کشید تا بفهمد که بیرون آمدن از آن قالب حاضر و آماده سخت است، نشان دادن و ثابت کردن این که متفاوت است. مثل تمام عروس ها نیست. آدمی است که از این به بعد باید تعریف بشود، نه این که تعریف قبل از خودش را یدک بکشد. همه ی رفتارهایش به عروس بودنش منسوب می شد، با عروس بودنش داوری می شد، نه خود خودش...!

 
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 15:04
+7
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
[لینک]
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 15:03
+2
nanaz
nanaz
 من اگه خدا بودم یه بار دیگه تموم بنده هام رو میشمردم ببینم که یه وقت یکیشون تنها نمونده باشه ،
و هوای دو نفره ها رو اونقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم !

حسین پناهی
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 14:58
+7
nanaz
nanaz
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 14:55
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 14:22
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
اهل دانشگاهم روزگارم خوش نیست! ژتونی دارم ، خرده پولی ، سر سوزن هوشی دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید دوستانی همچون من مشروط و اتاقی که همین نزدیکیست ، پشت ان کوه بلند اهل دانشگاهم!!! (ایشالله شما هم بری) {-7-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 13:41
+5
sara
sara
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 12:53
+6
sara
sara
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 12:52
+5
casquettq34j8
casquettq34j8 (مسدود)
سلام. من casquettq34j8 هستم، از اعضای جدید ... :)
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 12:44
+2
mina
mina
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 10:23
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ