یافتن پست: #c

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گلها هدیه می بخشد

به آن محراب پاکش آرزو کردم برایت :

خوب دیدن ....

خوب بودن .....

خوب ماندن را ..........
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 12:50
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
نغمه درد

در منی و اینهمه زمن جدا

با منی و دیده ات بسوی غیر

بهر من نمانده راه گفتگو

تو نشسته گرم گفتگوی غیر

غرق غم دلم بسینه می طپد

با تو بی قرار و بی تو بی قرار

وای از آن دمی که بی خبر زمن

برکشی تو رخت خویش ازین دیار

سایه توام بهر کجا روی

سر نهاده ام به زیر پای تو

چون تو در جهان نجسته ام هنوز

تا که بر گزینمش بجای تو

شادی و غم منی بحیرتم

خواهم از تو ... در تو آورم پناه

موج وحشیم که بی خبر ز خویش

گشته ام اسیر جذبه های ماه

گفتی از تو بگسلم ... دریغ و درد

رشته وفا مگر گسستنی است؟

بگسلم ز خویش و از تو نگسلم

عهد عاشقان مگر شکستنی است؟

دیدمت شبی بخواب و سرخوشم

وه ... مگر بخواب ها به بینمت

غنچه نیستی که مست اشتیاق

خیزم وز شاخه ها بچینمت

شعله می کشد به ظلمت شبم

آتش کبود دیدگان تو

ره مبند ... بلکه ره برم بشوق.

در سراچه غم نهان تو

فروغ فرحزاد
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 12:43
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
فراموش کرده ام

پیراهن کبود پر از عطر خوش را

برداشتم که باز بپوشم پی بهار

دیدم ستاره های نگاهت هنوز هم

در آسمان آبی آن مانده یادگار

آمد به یاد من که ز غوغای زندگی

حتی تو را چو خنده فراموش کرده ام

آن شعله های سرکش سوزان عشق را

در سینه گداخته خاموش کرده ام
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 12:42
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
تو که داری میبافی

طناب داره منو

میاری صندلی و

دفتر شعره منو

فقط بزار یه امشبو

من بمونم با خودم

بپرسم ازین همه شعر

چرا من عاشقت شدم

تو که داری توی دلت

نفرین واسه فردای من

چرا میبندی با نفرت

دو دست و دو پای من

نگران منو خودت نباش

من میمونم با نفرینات

دیگه نخون دیالوگ و

ثمر نشسته تمرینات
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 12:39
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
کسی چه می داند

شاید، این قدر

همدیگر را دوست نمی داشتیم

اگر از دور

به تماشای روح هم نمی نشستیم .

کسی چه می داند

اگر آسمان ما را جدا نمی کرد

شاید، این قدر

به هم نزدیک نبودیم !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 12:37
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

خودت باش …
کسی هم خوشش نیومد ، نیومد …
اینجا مجسمه سازی نیست !


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 01:13
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

مرور خاطره ها گذشته رو بر نمیگردونه …
آینده رو دور میکنه


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 01:11
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

کافیه یه روز اتفاقی یه جوراب سوراخ بپوشی …
اگه شده اتوبان رو موکت کنن یه جوری میشه که مجبور شی کفشتو در بیاری !


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 00:55
+2
Mehrdad Moradi
Mehrdad Moradi
سلام. من Mehrdad Moradi هستم، از اعضای جدید ... :)
2 دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 00:53
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

زیادی دوستت داشتم …
زیادی ِ همه چی بده ، خسته کننده اس ، حتی عشق !


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 00:53
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ