با دوس دخترم داشتیم از خیابون رد میشدیم ، عینک دودی زده بود. گشت اومد گفت خانوم چه نسبتی با شما دارن؟
.
.
منم گفتم : خانوم کور هستن دارم از خیابون رد می کنم.
ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿـــﺮﻩ ﺩﺳﺸﻮﯾﯽ ﺑَــــــــــﺮﻕ ﻣﯿﺮﻩ، ﺟـــﯿﻎ ﻣﯿﮑﺸﻪ،
ﺯﻧﺶ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻪ ﭼﺮﺍ ﺟﯿﻎ ﻣﯿﮑﺸﯽ ﺑﺮﻕ ﺭﻓﺘﻪ ديگه!
ﻣﯿﮕﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺯﯾﺎﺩ ﺯﻭﺭ ﺯﺩﻡ ﮐـــﻮﺭ ﺷﺪﻡ!
تا قبل عقد اسمشون پارميدا بوده
بعد وقتي دارن قند ميسابن رو سرشون و خطبه خونده ميشه،
يهو ميبيني عاقد ميگه:
دوشيزه “خديجه قره قوزلوي جادوغ آبادي اشگلون تپه اصل”،
آيا من وکيلم؟
تو ایستگاه اتوبوس بودم کنار یه دختره..
بهش گفتم ببخشید....
گفت: درد ببخشید، زهر مار ببخشید
آدم نباید ازدست شما پسرا آرامش داشته باشه
منم هیچی نگفتم وقتی بلند شد بره با مغز اومد تو زمین
خدا شاهده میخواستم بگم بند کفشت بازه