یافتن پست: #c

محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
1 دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 12:35
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

شکلات این مدلی دیده بودین؟!






‏شکلات‏






دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 12:28
+2
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

کدوماش بیشتر به لبات خنده اورده؟؟؟







‏کدوماش بیشتر به لبات خنده اورده؟؟؟‏







آخرین ویرایش توسط 0921903413 در [1393/06/22 - 12:24]
3 دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 12:23
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

یه نفر پیام داده می خوام اددت کنم،چکار کنم!؟


بهش گفتم: یه کپی از شناسنامه با دو قطعه عکس


و رضایت نامه از پدر و مادر رو برام بفرست.



دیگه پیام نداد،فکر کنم رفته مدارکشو تکمیل کنه.


دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 12:21
+2
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی


شما بجای این داشتین تصویر آهسته برخورد توپ با آنتنُ میدیدین!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 12:17
+2
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
نقاشی زیبایی که شب کنسرت توسط هنرمند عزیز شهرام شجریان به شهره جان هدیه و باعث شد که اشک در چشمان این نازنین حلقه بزند

1 دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 12:15
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

تاسف از این نابرابری


چند روز پیش که از کرج با تاکسی به تهران میرفتم ، در اتوبان از شدت گرما، شیشه پنجره جلو را پایین کشیدم و باد شدیدی داخل ماشین آمد ، درحال لذت بردن از بادی بودم که در موهایم میپیچید که یادم افتاد سه خانم جوان عقب نشسته اند، وقتی برگشتم که بپرسم باد اذیتشان میکند یا نه، با صحنه ای روبرو شدم که به عنوان یک پسر ایرانی از خودم خجالت کشیدم : هر سه نفر با وجود گرمای شدید لباس های زیاد به تن و مقنعه و روسری به سر داشتند و بدون اینکه متوجه من یا باد شوند از پنجره به بیابان های بین تهران و کرج خیره شده بودند... برگشتم و شیشه را دوباره بالا کشیدم... تنها کاری که از من بر می آمد این بود که این لحظه را غمگنانه به ثبت برسانم...متاسفم.

دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 12:13
+2
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
علی آقا کریمی... آقا رضا صادقی

دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 12:07
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
توصیه وزارت بهداشت قشنگمون:
دلستر نخورین، کور میشین
نوشابه نخورین، پوک میشین
شیر و دوغ نخورین روغن پالم توشه سرطان میگیرین
آب هم که دیگه نداریم، سدامون داره خشک میشه!
شادی روح همه مون جمیعاً صلوات
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 12:02
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی


یه روزی میرسه بی اختیار عکسامو نگاه میکنی اشک توی چشمات حلقه میزنه بعد زیر لب با خودت میگی دلم واسه همه دیوونه بازیات لوس بودنت قهر کردنات شیطونیات تنگ شده...


بعد لباستو عوض میکنی میری یه شاخه گل میخری میای پیشم...


وقتی اومدی پیشم زانو میزنی دستاتو مشت میکنی میگی لعنتی پاشو... برگرد...



دیگه نمیتونم بی تو بمونم...
اما فقط با سکوت من مواجه میشی...


از جات پا میشی گل رو میذاری سر خاکم بعد میری
اما بایه دل پرغم !!!!!!!!









‏یه روزی میرسه بی اختیار عکسامو نگاه میکنی اشک توی چشمات حلقه میزنه بعد زیر لب با خودت میگی دلم واسه همه دیوونه بازیات لوس بودنت قهر کردنات شیطونیات تنگ شده...<br />
<br />
بعد لباستو عوض میکنی میری یه شاخه گل میخری میای پیشم...<br />
<br />
وقتی اومدی پیشم زانو میزنی دستاتو مشت میکنی میگی لعنتی پاشو... برگرد...<br />
<br />
دیگه نمیتونم بی تو بمونم...<br />
اما فقط با سکوت من مواجه میشی...<br />
<br />
از جات پا میشی گل رو میذاری سر خاکم بعد میری <br />
اما بایه دل پرغم !!!!!!!!‏




دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 12:00
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ