یافتن پست: بوس

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻡ ﮐﻨﺎﺭ!

ﺗﻤﺎﻡ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺭﺍ !

ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ . . . .... .

ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ . . . . .

ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ . . . .

ﻫﻤﻪ ﺭﺍ . . . . .

ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺧﻮﺍﻫﺶ . . .

ﻟﻄﻔﯽ ﮐﻦﻭ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪ ﻭ

ﻧﮕﻮ ﻗﺴﻤﺖ ﻧﺒﻮﺩ!

ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺁﻧﭽﻪ ﻧﺒﻮﺩ

" ﻟﯿﺎﻗﺖ ﺗﻮ " ﺑﻮﺩ. . .

دیدگاه  •   •   •  1392/10/10 - 19:14
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

مـــن و او " مـــا " نشدیــم

امــا تــــــــو ببـار

عاشقــــــ ــــ ــــــ ــــ ـــــ ـــــ ـــــــــ ـــانه اش کـن

بگـذار در آغـــــــــوش تـــو خیــس شـوم

بگـذار زیـر بوســـه های عاشقـــــانه ات

دلتنگـــــــــــــــی هـایم اِرضـــا شَـــــــــــــــــــــــــوَد

بگـذار در وسعـــت ِ بـــی انتهــــــای ِ آسمـــانی که

از آن می بـــاری

بُغـــــــــــض های ِ چند سالــــه ام را خــــالی کنـم

دیدگاه  •   •   •  1392/10/9 - 20:17
+3
melika
melika
یکی از دوراهیهای زندگی وقتی است که نمیدانید
در شیشهای مقابلتان را باید «بکشید» یا «فشار دهید»!
.
دیگر این که ایا در هنگام روبوسی باید سه تا بوس کرد یا دوتا؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/10/8 - 21:04
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

طرف تو سرازیری دنبال اتوبوس میدویده....
.
.
.
.
.
.
یكی سرشو از تو همون اتوبوس میاره بیرون به مسخره میگه: خودتو پاره نکن نمیتونی برسی!!
طرف میگه: دهن همَتون سرویسه ...دعاکن برسم... بدبخت من راننده اتوبوسم..!!:))


کوتا
دیدگاه  •   •   •  1392/10/8 - 20:34
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
نذر کرده ام

يک روزي که خوشحال تر بودم

بيايم و بنويسم که زندگي را بايد با لذت خورد

که ضربه هاي روي سر را بايد آرام بوسيد

و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد

يک روزي که خوشحال تر بودم

مي آيم و مي نويسم که

اين نيز بگذرد ...

مثل هميشه که همه چيز گذشته است و

آب از آسياب و طبل طوفان از نوا افتاده است

يک روزي که خوشحال تر بودم

يک نقاشي از پاييز ميگذارم , که يادم بيايد زمستان تنها فصل زندگي نيست

زندگي پاييز هم مي شود

 رنگارنگ , از همه رنگ , بخر و ببر
دیدگاه  •   •   •  1392/10/8 - 20:16
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم
آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی ، جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم ، حرفی نمیزنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت
خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ، میدانم اینک کجا هستم ، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را میکشیدم و هر زمان خوابش را میدیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود....
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام
تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم
دیدگاه  •   •   •  1392/10/8 - 14:57
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

این خطو این نشان…
که دلت به هیچکس به اندازه ی من تنگ نخواهد شد..
برای شیطنتام …
برای خندیدنم …
برای نگاه کردنم …
برای حرف زدنم …..برای تمامی لحظه هایی که کنارم داشتی…
دلت برای اینها تنگ خواهد شد…شک ندارم …سلام مرابه روزهای خوشت برسان…
روی خوش غرورت و لجبازیت و ببوس..
حرفهای دردل مانده ی من هم بلند بلند سلام می رسونند.
وعدهی دیدارمان راس ساعت پشیمانی…

دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 14:51
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

سلام. خوبی عزیزم?

بوسم میدی?






















کی سمپاشی کردی???

بو سم میدی!!!:D:))))=)

دیدگاه  •   •   •  1392/10/5 - 15:25
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 19:05
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 16:58
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ