یافتن پست: بوس

محمد
محمد
نسیم از من هزاران بوسه بگرفت
هزاران بوسه بخشیدم به خورشید
در آن زندان که زندانبان تو بودی
شبی بنیادم از یک بوسه لرزید
دیدگاه  •   •   •  1392/09/29 - 11:55
+7
be to che???!!
be to che???!!

دلم برای کودکیم تنگ شده
....


برای روزهایی که باور ساده ای داشتم


همه آدم ها را دوست داشتم
...


مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم


مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود
...


دلم می خواست "ممُل" را پیدا کنم


از نجاری ها که می گذشتم گوشه چشمی به دنبال "وروجک" می گشتم


تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود


دلم برای خدا تنگ شده
...


خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم
...


دلم برای کودکیم تنگ شده
...



شاید یک روز در کوچه بازار فریب دست من ول شد و او رفت...

X
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:23
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
که اگر سکوت کردی، بفهمدکسی باشدکه اگر بهانه‌گیر شدی بفهمدکسی باشدکه اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن و نبودنبفهمد به توجهش احتیاج داریبفهمد که درد داریکه زندگی درد داردکه دلگیریبفهمد که دلت برای چیزهای کوچکش تنگ شده استبفهمد که دلت برای قدم زدن زیرِ بارانبرایِ بوسیدنشبرایِ یك آغوشِ گرم تنگ شده استهمیشه باید کسی باشدهمیشه.....
دیدگاه  •   •   •  1392/09/26 - 19:15
+4
بهناز جوجو
بهناز جوجو

ﭼﺮﺍ ﺩﺳﺖ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻮﺳﻴﺪ؟ ﻣﺮﺩ ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﻱ :ﭼﻮﻥ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺳﺖ ﻣﺮﺩ ﺁﻟﻤﺎﻧﻲ :ﭼﻮﻥ ﺯﻥ ﺁﻓﺮﻳﺪﻩ ﺯﻳﺒﺎﻱ ﺧﺪﺍﺱ ﻣﺮﺩ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ :ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﻱ ﺟﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩ {-18-}

دیدگاه  •   •   •  1392/09/26 - 19:07
+6
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
خدایا... نه شانس میدی... نه پول میدی... نه عشق میدی... حداقل یه بوس بده!:d
دیدگاه  •   •   •  1392/09/26 - 16:44
+7
AmirAli
AmirAli
ديروز تو اتوبوس داشتم با رفيقم(مذكره) در مورد پنگول (برنامه رنگين كمان) جرو بحث ميكرديم
دوتا بچه هف هش ساله(هردو مذكر)داشتن در مورد مناظره نامزدهاي انتخاباتي صحبت ميكردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حالا به پستم راي نميدي به اين راي بده كه فقط با مذكر ها ميپرم
خداييش خيلي چشم پاكم نه؟

دیدگاه  •   •   •  1392/09/26 - 08:52
+3
AmirAli
AmirAli

به نظرم هرکی تو اتوبوس سرپا باشه و از کسایی که نشستن بدش نیاد مریضه 

دیدگاه  •   •   •  1392/09/26 - 08:45
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عشق واقعی وقتیه که
دختر به سادگی چشماشو میبنده و اجازه بوسیدن میده
اما پسر پیشونی دختر رو میبوسه.
دیدگاه  •   •   •  1392/09/25 - 19:47
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دختر همسایمون 10 سالشه، امروز دیدم بیرون نشسته داره گریه میکنه. گفتم چی شده؟


گفت مامانم آیفونمو ازم گرفته!


گفتم چرا؟


گفت آخه وختی دوس پسرم داشت بوسم میکرد مامانم مارو دید!


یا ابرفرض

دیدگاه  •   •   •  1392/09/25 - 19:21
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/25 - 18:51
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ