saman
چو شمعم برفروز از آتش عشق بر آن آتش دلم فوارهسان زن
هزاران غم به دل اندوته ديرم به سينه آتشي افروته ديرم
به يك آه سحرگاه از دل تنگ هزاران مدعي را سوته ديرم
در کافه تنهایی
الهي آتش عشقم به جان زن شرر زان شعلهام بر استخوان زنچو شمعم برفروز از آتش عشق بر آن آتش دلم فوارهسان زن
هزاران غم به دل اندوته ديرم به سينه آتشي افروته ديرم
به يك آه سحرگاه از دل تنگ هزاران مدعي را سوته ديرم
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/05/24 - 12:22]










