یافتن پست: عشق

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
به سلامتیه نسل من که خسته شد از بس دزدکی بوسید...
دزدکی حرف زد...
دزدکی در آغوش گرفت...
دزدکی عشق بازی کرد...
دزدکی دوست داشت...
خسته شد....
خسته ...
این روزها شیرین میزنم ؛ بی آنکه پای فرهادی در میان باشد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 12:03
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
عشق یعنی اشک توبه در قنوت
خواندنش با نام غفارالذنوب
عشق یعنی چشمها هم در رکوع
شرمگین از نام ستار العیوب
عشق یعنی سر سجود و دل سجود
ذکر یارب یارب از عمق وجود
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 00:14
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
کودکی که آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسید: «می گویند فردا شما مرا به زمین می‌فرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟»خداوند پاسخ داد: « از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته‌ام. او از تو نگهداری خواهد کرد.» اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه :«اما اینجا در بهشت، من هیچ کار جز خندین و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.»خداوند لبخند زد «فرشته تو برایت آواز می خواند، و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.»کودک ادامه داد: «من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟»خداوند او را نوازش کرد و گفت: «فرشته تو، زیباترین و شیرین ‌ترین واژه‌هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.»کودک با ناراحتی گفت: «وقتی می خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 00:11
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
عشق یعنی خاطرات بی غبار
دفتری از شعر و از عطر بهار
عشق یعنی یک تمنا , یک نیاز
زمزمه از عاشقی با سوز و ساز
عشق یعنی چشم خیس مست او
زیر باران دست تو در دست او
عشق یعنی ماه تب از یک نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه
عشق یعنی عطر خجلت ....شور عشق
گرمی دست تو در آغوش عشق
عشق یعنی "بی تو هرگز ...پس بمان "
تا سحر از عاشقی با او بخوان
عشق یعنی هر چه داری نیم کن
از برایش قلب خود تقدیم کن
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 23:52
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
یادم باشد به سهراب بگویم که عشق دیگر تپش قلبها نیست؛ . . . صدای فنر تختهاست!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 22:54
+7
sasan pool
sasan pool
بابام خسته و کوفته از سر کار اومده خونه بهش میگم سلام بابا!!

میگه: ببین پسرم:

سلام سلامتی میاره!

سلامتی شادی میاره!

شادی عشق میاره!

عشق همسر!

همسر بچه

بچه دردسر

دردسر بدبختی

بدبختی مریضی

مریضی مرگ

پس سلامو زهر مار

برو بتمرگ پاى فیسبوکت{-48-}{-48-}{-48-}{-48-}{-48-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 20:13
+2
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
زندگ دیکته گفت و ما
همش پشت غلط . . .
نوشتیم با الف
نقطه گذاشتیم ته خط . . .
منو از اول همه جا نشوندن اخر کلاس
بهم میگن یه کاری کن ، میگن حسابت با . . .
خدا اجازه من دلم بسته به زنجیـــــره
نگاه نکن به مـن ، نگاه بکن به . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 16:33
+8
saman
saman
در CARLO
چرا غمگيني؟عاشق شدم!!!!

آيا عشق شيرين است؟بله....شيرين تر از زندگي!!!!

چرا تنهايي؟ويژگي عاشق هاست!!!!

لذت تنهايي چيست؟فکر به او و خاطرات و!!!!

چرا مي روي؟براي اينکه او رفت!!!!

دلت کجاست؟پيش او!!!!

قلبت کجاست؟او برده!!!!

پس حتما بي رحم بوده؟نه...اصلا!!!!

چرا؟چون باز هم او را مي پرستم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 12:40
+6
saman
saman
در CARLO
به كودكي گفتند :عشق چيست؟

گفت : بازي .

به نوجواني گفتند : عشق چيست؟

گفت :رفيق بازي .

به جواني گفتند : عشق چيست؟

گفت : پول و ثروت.

به پيرمردي گفتند :عشق چيست؟

گفت :عمر.

به عاشقي گفتند : عشق چيست؟

چيزي نگفت آهي كشيد و سخت گريست.

به گل گفتم: عشق چيست؟

گفت : از من خوشبو تره .

به پروانه گفتم: عشق چيست؟

گفت :از من زيبا تره .

به خورشيد گفتم عشق چيست؟

گفت: از من سوزنده تره

به عشق گفتم تو آخر چه هستي ؟؟..

گفت نگاهي بيش نيست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 12:17
+7
saman
saman
در CARLO
اگر عشق نبود

به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟

کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟

و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم…

اگر عشق نبود

اگر کینه نبود

قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند

اگر خداوند

یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد

من بی گمان

دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز

هرگز ندیدن مرا

آن گاه نمی دانم

به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 12:13
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ