من همانم ! دختری که برای داشتنت . تمام شب را بیدار می ماند.... و با تویی که " نیستی " حرف میزد ....! دختری که ..... زانو میزد لبه ی تختش ، چشمانش را می بندد ، و تنها آرزویش را برای هزارمین بار به خدا یاد آور می شود...... و خدا هم مثل همیشه لبخند میزند ... از اینکه تو آرزوی همیشگی من بودی ... !