اعترافای باحال
دسته:فاقد دسته بندی
86 کاربر

4317 پست

       
اعترافای باحالتونو بزارید تا همه با هم بخونیمشون...لایک یادت نره ها

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

اعترافای باحال

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 86 کاربر · 4317 پست
hamed noori
hamed noori
آورده اند شیخی در رکعت چهارم نماز به شک افتاد پس بنارا بر رکعت دوم گذاشت
در این لحظه به علت تغییر ناگهانی از چهار به دو تسمه تایم شیخ پاره شد.
دیدگاه  •   •   •  1392/08/12 - 10:35
+5
hamed noori
hamed noori
مورد داشتیم از الان رفته کلیپس پردار خریده واسه محرم جلو علم سلام بده :|

دیدگاه  •   •   •  1392/08/12 - 10:34
+4
hamed noori
hamed noori
مَـرد ، مُـرد ...!

وقتی تختی ها شدن
رضازاده ها
مَـرد ، مُـرد ...
وقتی رجـــائی ها شدن...
احمدی هاااا و ...
مَـرد ، مُـرد ...
وقتی داش آکل و کوچه مردها شدن
اخراجی ها و چارچنگولی ها و ..
مَـرد ، مُـرد ...
وقتی فرهاد و فریدون فروغی
ساسی مانکن ها وعلیشمس ها
مَـرد ، مُـرد
وقتی ترانه هایی مثل گنجشکک اشی مشی و فریاد زیرآب شدن
پارمیدا و فازت چیه و حالم بده
مَـرد ، مُـرد
وقتی آبجو شمس و ودکا آرارات
شدن ...
ودکا ها؛ ویسکی ها و کنیاک های قلابی
وبالاخره
وقتی دخترامون که روزی بچه محل واسه آبروش جون میداد
شدن""""داف"""
و
مردانگی معنا شد
در ...
"ریش "
مَـرد ، مُـرد و مردی و مردانگی فراموش...!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/12 - 10:32
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/11 - 22:15
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مورد داشتیم طرف چوپون بوده تو خواستگاری میگن شغل؟

میگه :مهندس دامپروری. گرایش حراست!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/11 - 22:10
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من کلن یه بار تو بچگی رفتم باغ وحش ارم و فیل نداشت. تمساحم نداشت. زرافه و اسب آبی و کرگدن هم نداشت. کانگرو هم نداشت.هیچی دیگه طویله بود رسما .. :|
دیدگاه  •   •   •  1392/08/11 - 22:09
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺗﻮ ﺟﺎ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻏﻰ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺷﻤﺎﻫﻢ
ﮐﺮﻡ ﻭ ﭘﻤﺎﺩ ﻭ ﺷﺮﺑﺖ ﺳﯿﻨﻪ ﻭ ﻣﻌﺪﻩ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﺸﻪ
ﯾﺎ ﻓﻘﻂ ﻣﺎ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻫﺴﺘﯿﻢ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/08/11 - 22:08
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻭﺣﺸﯽ ﺑﺎﺯﯼ که رابطه نیس
با مُتَکا بزنی لهش کنی ﺑﺪﻭﯾﯽ دنبالش
ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﭘﺮﺗﺶ ﮐﻨﯽ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﺼﺎﻓﺖِ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﺭﻭ !
دیدگاه  •   •   •  1392/08/11 - 21:47
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مورد داشتیم که ﺑﭽﻪ 6 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺁﻳﭙﺪ ﻣﻴﺨﻮﺍست
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺁﺭﺯﻭﻡ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺰﺍﺭﻩ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮﻩ ﭼﺮﺥ ﺧﻴﺎﻃﻴﺶ ﺭﻭ ﻳﻪ
ﺩﻭﺭ ﺑﭽﺮﺧﻮﻧﻢ !!!!
ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻛﻤﻪ ﻱ اینتر ﺭﻭ ﻛﻴﺒﻮﺭﺩ ﻗﺴﻢ :)
دیدگاه  •   •   •  1392/08/11 - 20:30
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من با این سن و سالم هنوز یه وقتایی از تاریکی میترسم! بعد برادر زاده ی ۷ ساله م توی تاریکی نشسته، بهش میگم: تو تاریکی چه کار میکنی؟ میگه دارم با روحِ اجسام ارتباط برقرار میکنم !! اینا بچه نیستن دایناسورن
دیدگاه  •   •   •  1392/08/11 - 20:26
+3