اعترافای باحال
دسته:فاقد دسته بندی
86 کاربر

4317 پست

       
اعترافای باحالتونو بزارید تا همه با هم بخونیمشون...لایک یادت نره ها

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

اعترافای باحال

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 86 کاربر · 4317 پست
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یـارو اومـــــده تو سایــــت تخصصــی موبایــــل،

زیــــر آیفـون S5 کامنـــت گـذاشته،

«فــک نکـن کـه نَدیـد بَدیـدم،ولـی مـــن هیـچ جـایی شبیـه ت ندیـدم» :| :)) از دست رفتن ملت :| والا
دیدگاه  •   •   •  1392/08/12 - 19:32
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با مامانم رفته بودیم تو یه مغازه خریدمون که تموم شد.
مامانم گفت: آقا تخفیف بدین...
فروشنده گفت: خانوم ما قیمت ها‌رو کشیدیم پائین...
مامانم گفت: آقا لطفش به اینکه که جلوی ما بکشین پائین...
یعنی‌ بیچاره فروشنده تا گوشاش قرمز شد..
دیدگاه  •   •   •  1392/08/12 - 19:31
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/12 - 19:25
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیروز سوار تاکسی شدم 5 هزار تومنی دادم واسه کرایه راننده گفت: پول خورد بده گفتم والا ندارم...
اون یکی مسافره به راننده گفت بگو بندازه تو صندوق صدقات!
راننده گفت صندوق صدقات کوفت بخوره،! برو واسه خودت یه آبمیوه بخر، مهمون من، نوش جونت...! خیلی با تفکّرش حال کردم....
دیدگاه  •   •   •  1392/08/12 - 19:16
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
معلم تاریخ:حکومت مغولان از کجا تا کجا بود؟
اقا فکر کنم از صفحه 18-25 باشه!!

معلم تاریخ: <img src=(" title=":((" />(

چنگیز خان مغول: --- × ----
دیدگاه  •   •   •  1392/08/12 - 18:38
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یادمه یه بار با پسر عموم قایم موشک بازی میکردم. اون رفت قایم شد.من خواستم برم دنبالش دیدم مامان شربت درست کرده. جاتون خالی شربتو خوردم. شبکه دو داشت برنامه گجتو نشون میداد. اونو هم دیدم.خلاصه نزدیک ناهار مامانم گفت حامد کو؟
پیداش کردیم طفلک زیر تخت اتاقم خوابش برده بود :))))
دیدگاه  •   •   •  1392/08/12 - 18:30
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سالای پیش جایزه بانک ملت یه منزل مس[!] بود، امسال شده ۶۰ لیتر بنزین،سال دیگه میشه یه شونه تخم مرغ، سال بعدشم دوتا تافتون یه بربری هم وسطش!!
اصن یه وضی...:D
دیدگاه  •   •   •  1392/08/12 - 18:29
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگه گفتین سوراخای روی نمکدون واسه چیه؟
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
واسه اینکه نمکا اون تو خفه نشن!
(هار هار هار مسخره ام خودتی
کلا از بی مزگی این کتیبه خودم دارم غش غش میخندم
دیدگاه  •   •   •  1392/08/12 - 18:28
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﭘﺴﺖ ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺍﮐﺎﻧﺖ ﺩﯾﮕﺶ ﻣﯿﺮﻩ ﺯﯾﺮﺵ
ﮐﺎﻣﻨﺖ ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ ﺑﺎﺯ ﺑﺎ ﺍﮐﺎﻧﺖ ﻗﺒﻠﯽ ﻣﯿﺎﺩ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﯾﻨﻮ ﻣﯿﺪﻩ! |:
ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻮﺭﯼ 3 - 4 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﭼﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﺣﺘﯽ ﯾﻪ ﺩﻓﻪ ﺩﻋﻮﺍﺵ ﺷﺪ ﺯﺩ ﺍﮐﺎﻧﺘﺸﻮ ﺑﻼﮎ ﮐﺮﺩ
|:
خدا همه مریضارو شفا بده
دیدگاه  •   •   •  1392/08/12 - 18:27
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عاقا چند سال پیش دوستان ما درست زمانی که دو سه روزی یه سفر رفته بودیم یه شایعه ای درست کردن مینی بر مرگ ما و توی مدرسه و باشگاه و محل منتشر کردن
حال بماند خانواده که فوری زنگ زدن و مطمئن شدن من سالمم
اون اوشگولایی هم که بدون پرس و جو سیاه برام پوشیدن و برام گریه کردن هم بماند
اون اوشگولی هم که بعد چند روز اومده در خونمون پارچه مشکی تسلیت خودمو داده دست خودم <میگه به پدر جان سلام برسون بگو بعد نماز با همکارا میرسیم خدمتتون> رو کجای دلم میزاشتم
خو لامصب بپرس من کیم تا منم بهت بگم خود مرحومم
دیدگاه  •   •   •  1392/08/12 - 18:25
+3