ميخندي...
دسته:موبایل و دانلود
51 کاربر

353 پست

       
با شاد کردن دیگران شاد بودن را تجربه خواهی کرد.

ویشر

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

ميخندي...

گروه عمومی · موبایل و دانلود· 51 کاربر · 353 پست
aB'Bas S
aB'Bas S
لذتي كه در ليسيدن انگشتان بعد از خوردن پفك هست،در خوردن پفك نيست!!(بزن لايك رو)
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 22:20
+4
aB'Bas S
aB'Bas S
دو شکارچی اهل نیوجرسی در جنگل بودند که یکی از آن ها روی زمین افتاد. او نفسش بند آمد و چشمهایش وارونه شد. دومی گوشی تلفن خود را برداشت و با اورژانس تماس گرفت و به اپراتور اورژانس گفت: «دوستم مرده! چه کار کنم؟» اپراتور با صدای آرامی در جواب گفت: «خونسردی خود را حفظ کنید. من به شما کمک می کنم. اجازه دهید اول از مرگ دوست شما مطمئن شویم.» سکوتی پشت خط تلفن حاکم شد و ناگهان صدای شلیک گلوله ای به گوش رسید. شکارچی گوشی را برداشت و گفت: «حالا چه کار کنم؟»
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 22:17
+4
aB'Bas S
aB'Bas S
فقط يه ايرونى ميتونه گوشي ايفون s4 يك مييلوني بخره بعدش سيم كارت اعتباري ايرانسل بذار توش!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 22:13
+4
aB'Bas S
aB'Bas S
به اين ميگن آخرش!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 22:07
+3
-1
aB'Bas S
aB'Bas S
به نظرتون رانندش مرد بوده يا زن؟
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 22:06
+4
mitra
mitra
سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:35
+8
mina_z
mina_z
ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نمي‌دي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:31
+7
ebrahim
ebrahim
مدرسه دخترونه: ناظم : دخترا آخر هفته قراره بریم اردو بچه ها : آخ جووووووووووووووون اردو بچه ها من چیپس میارم با کلوچه. ساناز تو دوربین بیار عکس بندازیم اونجا و..... ... مدرسه پسرونه: ناظم : بچه ها آخر هفته میریم اردو بچه ها : ایول ایول بچه ها هر کی طلبه ویسکیه همین الان دنگش رو بده. صادق قلیون که به راهه ؟ اکبر با خودت سیخ بیار یه جوجه کباب مشت بزنیم آی آی گفتی بعدشم یه نخ وینستون می چسبه....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:28
+7
ebrahim
ebrahim
از طرف مدرسه به پسر داییم گفتن برو درباره "عمه ی عطار" تحقیق بنویس، کل فامیل رو بسیج کرده که درباره "عمه ی عطار" مطلب جمع کنن، آخرشم به هیچ جا نرسیدیم! اصلا هیچ منبعی درباره خانواده پدری عطار پیدا نمی‌شد. زن داییم رفته مدرسه داد و بیدار که خو لامصّبا! این چه تحقیقیه به بچه مردم میدین! عمه ی عطار به چه درد بچه می‌خوره آخه!؟ مدیر مدرسه هم گفته خانم موضوع تحقیق اصلا "عمه ی عطار" نبوده "ائمه ی اطهار" بوده!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:21
+7