تا زمانی که حدود رو رعایت می کنی دوستمی دوستت دارم در غیر این صورت بد عصبی میشم.به ضرر خودته

امتياز پروفايل

[بروز رساني]
+98

آخرين امتاز دهنده:

امتياز براي فعاليت

مشخصات

موارد دیگر
آفلاين مي باشد!
بازديد توسط کاربران سايت » 106508
♥ نگار ♥
23225 پست
زن - متاهل
1371-09-06
حالت من: شاد
ليسانس
خانوم خونه
ايران - تهران
با همسر
فراري
نميکشم
دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شرق
شیمی محض
خانواده ام،همسرم.دوستانم(مجازی و حقیقی)
از این خوشگلا
از اون ماشینا
N_negaram@yahoo.com
9092301202

اينها را ايگنور کرده است

توسط اين کاربران ايگنور شده است

دوستان

(220 کاربر)

آخرین بازدیدکنندگان

گروه ها

(43 گروه)
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 21:55
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شنیدم آبروریزی کردی ، رفتی توی آسانسور گفتی به سلامتی آقای راننده صلوات !
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 21:53
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
روزگارمیخندی...؟کمی حرمت نگه دار....مگرنمی بینی سیاه پوش ارزوهایم هستم...!!!!
2 دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 21:52
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 21:51
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 21:49
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامانم ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﮐﺮﺩﻩ
ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻓﺤﺶ ﻣﯿﺪﻩ
ﻣﯽ ﮔﻢ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﮐﺮﺩﻡ
ﻣﯽ ﮔﻢ ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻓﺤﺶ ﻣﯽ ﺩﯼo_O
ﻣﯿﮕﻪ:
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﮏ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ :|
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 21:47
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

همیشه دلم میخواست دوست پسرم بهم خیانت کنه...

عینهو فیلما عکساشو بندازم تو شومینه بسوزه... ولی
.

.

.

.

.

.


چون خونمون شومینه نداریم مجبورم زنگ بزنم فحش بدم قطع کنم! :))))))

دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 21:46
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی مامانم خونه نیست یکی از تفریحات سالمم اینه که میرم در یخچال رو اینقدر باز میزارم تا صدای آلارمش در بیاد بعد میگم : حالا هی زر بزن هیشکی به دادت نمی رسه !!
میدونین حسش مث کتک زدن بچه لوس مهمون دور از چشم پدر مادرشه !!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 21:45
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

به خدا گفتم:

وجدانن من چی کم دارم که یه مخاطب خاص ندارم؟؟!


ندا آمد که:


شما دخترا همه چی دارید بنده های من،این پسرا هستند که لیاقت شما ها رو ندارن


دخترا دست جیغ هورا
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 21:44
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو ماشین فاز غم گرفته بودم,
عین فیلما سرمو تکیه دادم به شیشه و بیرون رو تماشا میکردم ..
نم بارون میزد به شیشه و کلی فضا رومانتیک شده بود ...
انقدر ماشین افتاد تو چاله چوله ی خیابون و سرم تِپ و تِپ خورد به شیشه که یه طرف کلم قُر شد !
دیدم بخوام ادامه بدم امکان داره ضربه مغزی بشم |:
در کل به این نتیجه رسیدم این اداها به من نیومده, همون چرت و پرت بگم و بخندم خطراتش کمتره :|
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 21:42
+3