تا زمانی که حدود رو رعایت می کنی دوستمی دوستت دارم در غیر این صورت بد عصبی میشم.به ضرر خودته

امتياز پروفايل

[بروز رساني]
+98

آخرين امتاز دهنده:

امتياز براي فعاليت

مشخصات

موارد دیگر
آفلاين مي باشد!
بازديد توسط کاربران سايت » 105198
♥ نگار ♥
23225 پست
زن - متاهل
1371-09-06
حالت من: شاد
ليسانس
خانوم خونه
ايران - تهران
با همسر
فراري
نميکشم
دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شرق
شیمی محض
خانواده ام،همسرم.دوستانم(مجازی و حقیقی)
از این خوشگلا
از اون ماشینا
N_negaram@yahoo.com
9092301202

اينها را ايگنور کرده است

توسط اين کاربران ايگنور شده است

دوستان

(220 کاربر)

آخرین بازدیدکنندگان

گروه ها

(43 گروه)
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/04/15 - 13:19
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1393/04/15 - 13:15
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥



دختره ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ پسرش ﻣﯿﮕﻪ :
ﺍﮔﻪ ﯼ ﺭﻭﺯ ﻣﻦ ﺑﺮﻡ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﻢ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
پسره ﻣﯿﮕﻪ ﭖ ﻥ ﭖ ﻋﮑﺴﺘﻮ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺏ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺯﯾﺮﺵ
ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻌﻪ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﺷﺎﯾﺪ..!p



دیدگاه  •   •   •  1393/04/15 - 13:13
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
─────▄▌▐▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▌
───▄▄██▌█ ܓ✿ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿
▄▄▄▌▐██▌█ ܓ✿ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿برات گل اوردم
███████▌█▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▌
▀(@)▀▀▀▀▀▀▀(@)(@)▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀(@)▀
دیدگاه  •   •   •  1393/04/15 - 13:11
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی خدا حضرت یوسف رو مبعوث كرد، یوسف پرسید:
خب الان من باید چی كار كنم؟
خدا فرمود: هیچی تو فقط پا نده، همین
دیدگاه  •   •   •  1393/04/15 - 13:09
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اومدم خونه ، میبینم یه سری کاغذ چسبیده به دیوار ، روش نوشته +18 ، همینطور که مسیر کاغذها رو دنبال میکنم ، میبینم میرسه تو آشپزخونه ، آخرین برگ روش نوشته :
" آشغالا رو بزار دم درب "
دیدگاه  •   •   •  1393/04/15 - 13:01
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
صبر کنین مختلط بشه. اگه راتون دادم.
کثافطااااااا اون موقع شما باید التماس کنین.
.
.
.
.
.
.
جدید ترین آگهی
دهکده ابی پارس
دیدگاه  •   •   •  1393/04/15 - 12:59
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بـه سراغ من اگر میــــایی . . .
.
.
.

.
.
.
.
.
با یک کیلــــو زولبــیا بامیه ی تـــــــازه بیــا !!
ترجیــحا بـــامیش بیشتر بــاشه :نیشخند
چیه فکر کردی میخوام متن عاشقــانه بنویسم؟ :|
برو بــرادر من ، خواهر من!!ادم گشـــــنه چی میفهمه عاشقی چیه اخه
دیدگاه  •   •   •  1393/04/15 - 12:58
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مورچه ای را دیدم

با این کوچکی اش باری را میبرد

از خود بزرگتر

.

.

.

منم اصن حال و حوصله ی لوس بازی و متحول شدنُ نداشتم کشتمش :|

همینم مونده از مورچه پند بگیرم

والا :|
دیدگاه  •   •   •  1393/04/14 - 20:05
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پیرمردی مشکل شنوایی داشته و هیچ صدایی رو نمی تونسته بشنوه.
بعد از چند سال بالاخره با یک دارویی خوب می شه.
دو سه هفته می گذره و می ره پیش دکترش که بگه گوشش حالا می شنوه.
دکتر خیلی خوشحال می شه و می گه:
خانواده شما هم باید ظاهرا خیلی خوشحال باشن که شنوایی تون رو بدست آوردید.
پیرمرد می گه: نه، من هنوز بهشون چیزی نگفته ام!
هر شب می شینم و به حرف هاشون گوش می کنم…
فقط تنها اتفاقی که افتاده اینه که
توی این مدت تا حالا چند بار وصیت نامه ام رو عوض کرده ام
دیدگاه  •   •   •  1393/04/14 - 20:03
+6